لینک های ضروری
  بازدید : 231
تاریخ انتشار : 24 مرداد
کارمند بازنشسته دانشگاه:
 راه‌اندازی کانون بازنشستگان در دانشگاه امری بسیار مهم است
راه‌اندازی کانون بازنشستگان در دانشگاه امری بسیار مهم است
احمدعلی فضیلت‌فر متولد سال ۱۳۳۹ شهر یزد است. وی از بدو تاسیس دانشگاه سال ۱۳۶۷ وارد دانشگاه یزد شد. او بهمن ماه سال ۹۵ بعد از ۲۸ سال خدمت و ۲سال خدمت سربازی به افتخار بازنشستگی نائل شد.
مسئول وصول نیم‌درصد عوارض فروش کارخانجات استان، مسئول حسابداری طرح‌های عمرانی دانشگاه، مدیر طرح‌های عمرانی و مسئول حسابداری امور مالی از جمله سمت‌هایی است که وی در دانشگاه داشته است. وی در گفتگو با خبرنگار روابط عمومی، از دیدگاه های خود، تلخی ها و شیرینی های دوران خدمتش در دانشگاه یزد سخن می گوید.
فضیلت فر دانشگاه را به مثابه شهر کوچکی می‌داند که همه نهادها را در برمی‌گیرد. وی می‌گوید: درواقع دانشگاه یک نهاد کاملی است که جایگاه رفیعی دارد و حیف است انسان در این محیط خدمتی انجام ندهد. من تا آنجا که در توانم بود سعی کردم کارم را به نحو احسن انجام دهم.
وی تاکید می‌کند: تمام تلاشم این بود که تمام مسایل مالی از طریق قانون حل و فصل شود. سیستم حسابداری و ثبت و ضبط آن سلیقه‌ای است اما اعمال قانون بسیار مهم است و من بسیار روی این امر حساس بودم و خداروشکر تاکنون مشکلی از لحاظ اسناد مالی در دانشگاه نداشتیم.
این کارمند بازنشسته علاقه داشتن به کار را یکی از موارد مهم در کار کردن عنوان می‌کند و به جوانانی که در ابتدای کار هستند توصیه می‌کند: جوانان باید علاقه داشته باشند تا بتوانند در یک محیط علمی خدمت کنند و کارشان را باید به نحو احسن انجام دهند و با جون و دل کار کنند.
وی می‌افزاید: کارمندان دانشگاه بسیار قشر نجیب و زحمتکش هستند و مدیران باید امکانات و شرایط را به خوبی فراهم کنند تا افراد برحسب علاقه، تجربه‌ و مدرکی که دارند استخدام شوند تا راندمان کارشان بالا رود و مثمر ثمر باشند.
وی در ادامه از انتظارش از مسئولان می‌گوید. او تاکید می‌کند مسئولان باید به کارمندان رسیدگی کنند. قشر کارمند باید از نظر مالی در رفاه باشند تا بتوانند با انگیزه بهتر و اطمینان خاطر یک خدمتی انجام دهند. فضیلت فر با اطمینان خاطر می‌گوید اگر به گذشته برگردد با کمال میل حاضر است دوباره در دانشگاه خدمت کند.
وی می‌گوید: اگر در مدتی که در دانشگاه بوده است کوتاهی رخ داده از تمام همکاران عذرخواهی می‌کند. وی خاطرنشان می‌کند حاضر است در صورت نیاز تجربیات خود را بدون هیچ چشم‌داشتی دراختیار دانشگاه بگذارد.
وی در ادامه از خاطرات تلخ و شیرینش در دانشگاه می‌گوید. او با اشاره به امکانات پایین دانشگاه در ابتدای تاسیسش می‌گوید: برای پیگیری وصول عوارض فروش کارخانجات آن زمان ناچار بودم با یک موتور برای این کار به کارخانجات سر بزنم. در آن زمان حدود ۲۷ سال پیش من یک روز برای این کار به اطراف دروازه قرآن رفته بودم که به دلیل تمام شدن بنزین موتورم در ریگزارهای اطراف کارخانه جات گیر افتادم و مجبور شدم با مکافات زیاد و ترس مسیر زیادی را پیاده در ریگزارها راه بروم تا به جای مناسب برسم و جان سالم به در ببرم و این نجات پیدا کردن در ریگزارها یک خاطره تلخ و در عین حال شیرین برای من بود که هنوز در خاطرم مانده است.
فضیلت‌فر همچنین از خاطرات تلخی که در ذهنش مانده است را پیش آمدن حادثه برای یکی از کارمندان دانشگاه در سال‌های پیش عنوان می‌کند. وی می‌گوید در زمانی که دانشگاه در محل باغ‌ ملی بود یکی از کارمندان دانشگاه از سوی یک ضارب به دلایلی با ضربات چاقو مصدوم شد که صحنه بسیار دلخراشی بود و بر اثر همین مصدومیت آن کارمند جان خود را از دست داد که امیدوارم خداوند روحش را شاد کند.
وی در ادامه خاطرنشان می‌کند کار در دانشگاه تمام خاطره است. من همکاران بسیار خوبی داشتم و توانستم درس‌های زیادی از آنها بیاموزم. وی کار کردن در دانشگاه را بسیار خوب می‌داند و می‌گوید درآمد دانشگاه هرچقدر که باشد بسیار خیر و برکت است. در حوزه آموزش اگر فردی بتواند خدمتی انجام دهد و با وجدان کار کند هر چند حقوقش کم باشد خیر و برکتی که از آن درآمد به دست می‌آورد بسیار راهگشا است.
وی بازنشستگی را مرحله‌ای می‌داند که یک کارمند ناچار است آن را طی کند. من بسیار دوست داشتم همچنان جوان می‌ماندم و به خدمتم ادامه می‌دادم. امیدوارم در ادامه نیروهای جوان کارشان را به نحو احسن انجام دهند. مکانیزه شدن کارها خوب است اما در کنار آن تجربه نیز بسیار مهم است.
وی می‌گوید: امور مالی محیطی است که از کارمند تا عضو هیئت علمی و پیمانکار همه آنجا به نحوی کار دارند کارمندان امور مالی باید با سعه صدر و رویی گشاده با آنها برخورد کنند.
وی در پایان صحبت‌های خود با قدردانی از روابط‌عمومی دانشگاه پیشنهاد کرد یک کانون یا مجمع برای بازنشستگان دانشگاه تاسیس شود تا دانشگاه بتواند از تجارب آنها (کارمندان و استادان بازنشسته) به نحوی استفاده کند. این تجربیات هم برای دانشگاه مفید است و هم برای خود فرد. دانشگاه نباید اجازه دهد بازنشستگان بعد از بازنشستگی خانه نشین و دچار کسالت و افسردگی شوند. البته شنیده ام کانونی برای بازنشستگان عضو هیأت علمی به نام کانون تدبیر در دانشگاه یزد ایجاد شده است که لازم است در این زمینه فکری هم برای استفاده از تجارب کارمندان بازنشسته هم بشود.


تمپلیت لیست فایل پیدا نشد