آیا علم و دین واقعاً دو مسیر جدا و حتی متضادند؟ یا این دو، مثل دو پنجرهاند که هر کدام از زاویهای متفاوت به یک منظره واحد نگاه میکنند؟ دکتر محمدرضا بلانیان، عضو هیأت علمی دانشگاه یزد، در یک کرسی علمی و ترویجی با عنوان «علم به مثابه نور و قوانین علمی به مثابه سنن الهی: آشتی علم دینی و علم سکولار»، دقیقاً روی همین پرسش دست میگذارد؛ در این نگاه، علم صرفاً یک ابزار تکنیکی برای پیشبینی و کنترل طبیعت نیست؛ علم، اگر درست فهم شود، فرایندی است که حقیقت را روشن میکند و نظم واقعی جهان را آشکار میسازد.
در تاریخ اندیشه جدید، بهویژه پس از رشد علوم مدرن در غرب، بسیاری از متفکران علم را مستقل از دین تعریف کردند. به مرور، با تقویت جریانهایی مثل پوزیتیویسم و مادهگرایی علمی، این تصور قوت گرفت که تنها شناخت معتبر همان چیزی است که با آزمایش و اندازهگیری به دست میآید. در نتیجه، دین به حاشیه رانده شد: گویی دین نهایتاً یک امر شخصی یا اخلاقی است و کاری به «واقعیت» ندارد. این تفکیک فقط در غرب نماند؛ در جهان اسلام هم اثر گذاشت و در برخی بحثهای معاصر، یک دوگانه پرتنش شکل گرفت: «علم سکولار دانشگاهی» در برابر «علم دینی». اما به باور دکتر بلانیان، این دوگانه از اساس درست ساخته نشده است. نه علم ذاتاً سکولار است و نه دین ذاتاً ضد علم. مشکل از جایی شروع میشود که علم را با یک تفسیر فلسفی خاص، بهویژه تفسیر پوزیتیویستی، یکی میگیریم؛ تفسیری که علم را به دادههای حسی و کارکردهای عملی تقلیل میدهد و هر نوع معنای عمیقتر را «غیرعلمی» میخواند.
ارایه کننده این کرسی برای بیرون آمدن از بنبست مذکور، به یک مفهوم بنیادین در فلسفه اسلامی تکیه میکند: نور. در اینجا نور فقط یک استعاره شاعرانه نیست. نور یعنی چیزی که خود آشکار است و دیگر چیزها را هم آشکار میکند. سهروردی، فیلسوف بزرگ حکمت اشراق، نور را بنیادیترین حقیقت هستی میداند و آن را چنین تعریف میکند: نور، ذاتاً ظاهر است و برای غیر خود نیز ظهور میآورد. بر این اساس، معرفت حقیقی یعنی «روشن شدن»؛ یعنی حقیقتی از جهان برای انسان آشکار شود، نه اینکه صرفاً یک سری مفاهیم در ذهن چیده شوند.در همین مسیر، ملاصدرا قدم را جلوتر میگذارد و میگوید علم فقط «تصویر ذهنی» نیست؛ نحوهای از وجود است. یعنی وقتی انسان چیزی را واقعاً میفهمد، خودِ جان او در مرتبهای روشنتر قرار میگیرد. علم در این نگاه، یک امر زنده است؛ مشارکت انسان در مراتب حقیقت. نتیجه مهم این نگاه این است: علم بالذات نورانی است، چون کارش انکشاف و روشنسازی واقعیت است.
پیوند با قرآن و روایات: نور فقط فلسفه نیست
این نگاه صرفاً فلسفی نمیماند؛ بلکه در متون دینی نیز ریشه دارد. قرآن میفرماید: «الله نور السماوات و الارض»؛ یعنی حقیقتی که جهان را آشکار و پابرجا میکند، از سرچشمه نور الهی است. در روایات نیز علم بارها با نور معرفی شده است؛ از جمله روایت مشهور از امام علی(ع): «العلم نور یقذفه الله فی قلب من یشاء»؛ علم نوری است که خدا در دل هر کس بخواهد میاندازد. پیام این تعبیر روشن است: علم فقط اطلاعات نیست؛ روشنایی است. روشناییای که دل و عقل انسان را به کشف واقعیت توانمند میکند. در همین چارچوب، تفسیر علامه طباطبایی نقش کلیدی دارد. او در المیزان تأکید میکند نور در آیه نور، یک حقیقت عینی و دارای مراتب است، نه صرف تشبیه ادبی. مهمتر اینکه علامه بر مفهوم «سنن الهی» تکیه میکند: سنتهای ثابت خداوند در عالم تکوین. این سنن، همان نظمهای پایدار و قانونمند جهاناند که تغییرپذیر و بیحساب نیستند و انسان میتواند آنها را به تدریج کشف کند. آیتالله جوادی آملی نیز همین مسیر را با زبان روشنتری برای امروز ادامه میدهد و میگوید: علم یعنی کشف سنن الهی؛ و اگر علمی واقعیت خلقت را آنگونه که هست بشناسد، در حقیقت «علم دینی» است. نکته مهم در دیدگاه ایشان این است که تقسیم علم به دینی و غیردینی از حیث محتوا، چندان معنا ندارد: هر جا کشف واقعیت باشد، علم همان علم است. تفاوتها بیشتر در نیتها، کاربردها و تفسیرهای فلسفیِ پسِ پشتِ علم رخ میدهد.
قانون علمی در فلسفه جدید؛ سنت الهی در نگاه دینی
در فلسفه علم مدرن، «قانون علمی» گزارهای کلی است که الگوهای پایدار طبیعت را توضیح میدهد، تکرارپذیر است و امکان پیشبینی میدهد. این دقیقاً همان ویژگیهایی است که برای «سنن الهی» نیز میتوان گفت: نظمهای ثابت، قابل کشف و جاری در جهان. بنابراین بهجای اینکه قوانین علمی را صرفاً «قراردادهای انسانی» یا «فرمولهای بیروح» ببینیم، می توانیم آنها را نمودهای کشفشده نظم تکوینی بدانیم؛ نظمی که در زبان دینی از آن با عنوان سنن الهی یاد میشود.
مثالهای ملموس: وقتی نورِ نظم در علوم میدرخشد
برای اینکه بحث در حد نظریه نماند، دکتر بلانیان با مثالهای روشن از علوم مختلف نشان میدهد چگونه «کشف قانون» یعنی پردهبرداری از نظم ثابت جهان:
ریاضیات و عدد π: نسبت محیط دایره به قطر آن، همواره ثابت است. انسان π را اختراع نکرده؛ کشف کرده است. این ثبات شگفتانگیز، تصویر واضحی از قانونمندی و نظم در ساختار هندسی جهان است؛ نظمی که در معماری اسلامی و هنر هندسی نیز بازتاب یافته است.
فیزیک و قوانین نیوتن: حرکت اجسام، از افتادن یک سیب تا حرکت سیارات، تابع قواعدی معین است. نیوتن این نظم را صورتبندی کرد؛ یعنی چیزی را که در جهان جاری بود آشکار ساخت. در نگاه نورمحور، این «کشف»، نوعی آشکار شدن سنتهای پایدار حاکم بر عالم ماده است.
زیستشناسی و ساختار DNA: کشف مارپیچ دوگانه DNA نشان داد حیات بر یک نظم اطلاعاتی بسیار دقیق استوار است. اینجا هم مسئله «ساختن» نیست؛ «فهمیدن و کشف کردن» است؛ دیدن نظم ژنتیکیای که پیش از ما وجود داشته است.
شیمی و جدول تناوبی: نظم درونی عناصر و خواص قابل پیشبینی آنها نشان میدهد طبیعت پراکنده و بیقاعده نیست. جدول مندلیف، نقشهای برای فهم همین نظم است؛ نظمی که امکان پیشبینی رفتار مواد را فراهم میکند.
پزشکی و قوانین بدن: بدن انسان نیز بر سازوکارهای منظم و قابل شناخت استوار است: از ضربان قلب تا سیستم ایمنی. پزشکی مدرن با کشف این سازوکارها میتواند بیماری را بفهمد و درمان کند. در نگاه نور، پزشک کسی است که با شناخت «نور قانونمندی بدن»، به بازگرداندن تعادل کمک میکند.
جمعبندی: تعارض، ذاتی نیست؛ سوءتفسیر است
نتیجهای که این کرسی علمی ترویجی ارائه میدهد روشن است: تعارض میان علم و دین، بیشتر ظاهری و تاریخی است، نه ذاتی. اگر علم را به یک روش تجربی محدود کنیم و از آن یک فلسفه سکولار بسازیم، طبیعی است که دین بیرون رانده شود. اما اگر علم را «کشف حقیقت» بدانیم، آنگاه علم و دین میتوانند همسو شوند: علم، مسیر شناخت سنن الهی در طبیعت است و دین، افق معنایی و هستیشناختیِ این نظم را روشن میکند.این نگاه نهتنها امکان گفتوگوی سازنده میان دانشگاه و دین را تقویت میکند، بلکه یک افق جدی پیش روی پژوهشگران مسلمان میگذارد: مشارکت فعال در تولید علم، بدون احساس دوگانگی و بیگانگی. در این افق، علوم تجربی رقیب دین نیستند؛ ابزار فهم عمیقتر آیات تکوینی خداوند هستند و علم، به معنای واقعی کلمه، روشناییِ جهان است.
در این کرسی علمی ترویجی که روز چهارشنبه ششم اسفندماه سال گذشته در سالن اجتماعات ساختمان عدل و با مدیریت دکتر احمد دبیری برگزار شد، دکتر مهدی سعادتمند و دکتر احمد شجاعی از اعضای هیأت علمی دانشکده الهیات دانشگاه یزد، به نقد و بررسی این دیدگاه پرداختند.