دسترسی سریع
   بازدید : 111
تاریخ انتشار : 6 تیر1405
زیباترین روحِ پرستنده؛
مردی که با دعا، تاریخ را بیدار کرد
مردی که با دعا، تاریخ را بیدار کرد
کربلا که خاموش شد، بسیاری گمان کردند ماجرا به پایان رسیده است؛ گویی با فرو نشستن غبار میدان، حقیقت نیز به خاک سپرده شده است. اما تاریخ همیشه پس از فاجعه، فصل تازه‌ای آغاز می‌کند. در امتداد آن ظهر سوزان، مردی ایستاده بود که قرار نبود با شمشیر سخن بگوید. میراث او تنی رنجور، خاطره‌ای سنگین و دلی بود که همه داغ‌ها را در خود نگاه می‌داشت؛ و زبانی که راه نجوا با آسمان را می‌دانست.
علی بن الحسین(ع) آمده بود تا معنای عاشورا را زنده نگه دارد. اگر کربلا با خون نوشته شده بود، او باید آن حقیقت را با دعا در جان زمان جاری می‌کرد. رسالتش این نبود که حادثه را تکرار کند؛ رسالتش این بود که نگذارد حقیقت آن حادثه خاموش شود.
پس از عاشورا، بزرگ‌ترین خطر، شمشیرها نبودند؛ فراموشی بود. قدرت‌ها می‌توانند روایت‌ها را دگرگون کنند و حقیقت را در لابه‌لای تبلیغ و ترس پنهان سازند. امام سجاد(ع) در برابر همین فراموشی ایستاد. دعاهای او فقط سخن با خدا نبود؛ یادآوری آرام اما عمیق حقیقت بود. هر نیایش، چراغی بود که در تاریکی زمان روشن می‌شد.
صحیفه‌ سجادیه را که می‌خوانی، با انسانی روبه‌رو می‌شوی که درد را پنهان نمی‌کند، اما در آن فرو نمی‌ماند. او از خدا نیرو می‌خواهد تا انسان بماند؛ در جهانی که انسانیت به آسانی زخمی می‌شود. در دعاهایش از عدالت سخن می‌گوید، از اخلاق، از مسئولیت انسان در برابر دیگران. نیایش در نگاه او فقط خلوت فردی نیست؛ مدرسه‌ای برای ساختن دل و جامعه است.
آنجا که می‌گوید: «ای آن‌که گره‌های سختی‌ها به دست او گشوده می‌شود و تندی مصیبت‌ها به وسیله او فرو می‌نشیند»، این سخن از زبان کسی جاری می‌شود که رنج را با تمام وجود لمس کرده است. امیدی که در این کلمات موج می‌زند، امیدی ساده و بی‌تجربه نیست؛ امیدی است که از دل مصیبت عبور کرده و هنوز به رحمت خدا چشم دوخته است.
امام سجاد(ع) نشان داد که می‌توان در زمانه‌ خفقان، عمیق‌ترین حقیقت‌ها را گفت بی‌آنکه به هیاهو پناه برد. می‌توان دل‌ها را بیدار کرد بی‌آنکه خطابه‌ای بلند خواند. گاهی یک دعا می‌تواند وجدان‌های خفته را بیدارتر از هر فریادی تکان دهد. او هنر تبدیل رنج به معرفت را داشت. اشکش نشانه‌ ناتوانی نبود؛ نشانه‌ آگاهی بود. سجده‌های طولانی‌اش کناره‌گیری از جهان نبود؛ پیوندی عمیق‌تر با حقیقتی بود که جهان به آن نیاز داشت. زیباترین روح پرستنده، روحی است که در سخت‌ترین روزگار نیز راه آسمان را گم نمی‌کند. روحی که حتی در میان اندوه و اسارت، کرامت انسان را زنده نگه می‌دارد. 
دوازدهم محرم یادآور مردی است که عاشورا را با دعا ادامه داد. اگر عاشورا فریاد عدالت بود، سجاد(ع) پژواک ماندگار آن فریاد شد؛ پژواکی آرام اما عمیق که قرن‌ها بعد نیز در جان انسان‌ها طنین دارد. و صحیفه‌ سجادیه هنوز همان زمزمه‌ روشن است؛ صدای روحی که در میان همه اندوه‌های تاریخ، نگاهش را از آسمان برنداشت.