دسترسی سریع
   بازدید : 269
تاریخ انتشار : 7 تیر1405
شهید دکتر بهشتی:
«عاشق شوید، برادرها و خواهرها عاشق شوید! زندگی به عشق است…»
«عاشق شوید، برادرها و خواهرها عاشق شوید! زندگی به عشق است…»
گاهی تاریخ، نام‌هایی را در خود نگه می‌دارد که با شنیدنشان فقط یک انسان به یاد نمی‌آید؛ یک «راه» زنده می‌شود. نام شهید آیت‌الله سید محمد حسینی بهشتی از همان نام‌هاست؛ مردی که در میان هیاهوی سیاست و در دل معماری یکی از مهم‌ترین نهادهای یک نظام، جمله‌ای گفت که هنوز در گوش زمان طنین دارد: «عاشق شوید!»

شاید در نگاه نخست، عجیب به نظر برسد. مگر می‌شود سخن از عشق گفت در جایی که سخن از قانون است؟ مگر می‌شود در میان پرونده‌ها، دادگاه‌ها، احکام و مجازات‌ها از عشق حرف زد؟ اما بهشتی دقیقاً از همین راز بزرگ پرده برداشت. او خوب می‌دانست عدالت در اسلام، یک دستگاه خشک و بی‌روح نیست. عدالت تنها مجموعه‌ای از مواد قانونی نیست که در دفترها نوشته شده باشد. عدالت، پیش از آنکه در قانون‌ها باشد، باید در دل‌ها زنده باشد. و چه نیرویی می‌تواند دل انسان را برای دفاع از حق بیدار نگه دارد جز عشق؟ قاضی اگر تنها قانون بداند، ممکن است حکم صادر کند؛ اما اگر عاشق حق باشد، عدالت برپا می‌کند. اگر تنها به متن قانون نگاه کند، شاید مجازات بدهد؛ اما اگر دلش برای کرامت انسان بتپد، تلاش می‌کند حقیقت را پیدا کند.

در منطق اسلام، قضاوت فقط داوری میان دو پرونده نیست؛ قضاوت پاسداری از حق مردم است، پاسداری از آبروی انسان است، پاسداری از عدالت خدا بر زمین است. و چنین مسئولیتی بدون عشق ممکن نیست. بهشتی این را فهمیده بود؛ او می‌دانست قوه قضاییه ستون امنیت یک جامعه است؛ جایی که مظلوم باید با امید وارد شود و ظالم با ترس. جایی که اگر چراغ عدالت خاموش شود، تاریکی بی‌اعتمادی همه جا را فرا می‌گیرد. برای همین بود که می‌گفت: عاشق شوید؛ عاشق عدالت؛ عاشق حقیقت؛ عاشق انسان.

هفتم تیر ۱۳۶۰، انفجاری در ساختمانی در سرچشمه تهران رخ داد و دکتر بهشتی به همراه ۷۲ تن از یارانش به شهادت رسیدند اما صدایی که از ایمان و عشق برخاسته باشد خاموش شدنی نیست. امسال، به چهل‌وپنجمین سالگرد آن حادثه بزرگ رسیده‌ایم؛ حادثه‌ای که اگرچه پیکرهای بسیاری را از ما گرفت، اما اندیشه‌ای را در تاریخ ایران ماندگار کرد: اندیشه عدالت‌خواهی بر پایه ایمان و عشق به حق. شاید پیام شهید بهشتی برای همه آنان که بار قضاوت و مسئولیت بر دوش دارند، هنوز همان باشد: پیش از آنکه قانون را در دست بگیرید، پیش از آنکه حکم بنویسید، پیش از آنکه درباره سرنوشت انسانی تصمیم بگیرید… عاشق شوید.