دسترسی سریع
   بازدید : 94
تاریخ انتشار : 7 شهریور1405
هفدهم ربیع الاول؛
از معجزه مهر تا شکوفایی خرد
از معجزه مهر تا شکوفایی خرد
تقارن میلاد پیام‌آور رحمت و آموزگار خِرد، چراغی برای جان‌های خسته در جهان امروز است و روایتی زنده از این‌که تاریکی‌ها هرچقدر هم بزرگ و قوی به نظر برسند، سرانجام در برابر زلالی خردورزی، وجدان بیدار و ایمان استوار رنگ می‌بازند.
سکوت سنگینی روی دلش آوار شده بود. هر قدمی که به جلو برمی‌داشت، سنگین‌تر از قدم قبلی به نظر می‌رسید. در ذهنش، همیشه بزرگان دنیا پشت درهای بسته، میان زرق‌وبرق و با گاردی نفوذناپذیر تصویر شده بودند؛ دنیایی که در آن، ضعیف‌ترها باید سر خم می‌کردند و با ترس سخن می‌گفتند. حالا در چند قدمی مردی ایستاده بود که نامش سراسر شبه‌جزیره را تکان داده بود. قلبش چنان تند می‌زد که انگار قفسه سینه‌اش دیگر گنجایش این همه دلهره را نداشت. زبانش خشکیده بود و چشم‌هایش از ترس مواجهه با یک هیبت ناشناخته، روی زمین مانده بود. همه چیز آماده بود برای تکرار یک تحقیر تاریخی؛ تصویری که در آن، قدرتمندان بر دوش مردم سنگینی می‌کنند.
اما پرده که کنار رفت، هیچ کاخی در کار نبود؛ نه تختی، نه تاجی و نه نگاهی از بالا به پایین. روبه‌رویش فقط چشمانی بود لبریز از گرمایی آرامش‌بخش. پیش از آنکه اضطراب بتواند تمام وجود مرد را در خود ببلعد، دستی مهربان و بی‌تکلف روی شانه‌اش نشست؛ شبیه لمس نسیمی خنک در گرمای طاقت‌فرسای کویر. صدایی نرم و صمیمی در گوشش پیچید: «آرام باش برادر، نترس… من پادشاه نیستم؛ من فرزند همان زنی هستم که در کوچه‌های مکه تکه‌گوشت خشکیده می‌خورد.» آن قصر خیالی و توهم هولناکی که در ذهن ساخته شده بود، در کسری از ثانیه فروریخت. تمام دیوارهای فاصله با همین چند کلمه ساده ناپدید شدند و جای خود را به امنیتی عمیق دادند. قدرتِ واقعی نیازی به ترساندن دیگران نداشت؛ برعکس، آرامش می‌بخشید و هویت گم‌شده انسان‌ها را به آن‌ها بازمی‌گرداند.
امروز، در این تقاطع ربیع که یادمان آن سفیر رحمت حضرت محمد مصطفی (ص) با طلوع آموزگار خرد، امام جعفر بن محمد (ع)، گره می‌خورد، تبار همان دلهره‌های باستانی گریبان انسان معاصر را گرفته است. روزگار ما نیز سرشار از صداهای مهیب، پرده‌های فریبنده و کژی‌هایی است که خود را حقیقت مطلق جا می‌زنند. ابزارهای مدرن، گاه چنان تصویری از استیلای تاریکی می‌سازند که انسان گمان می‌برد نیکی رو به احتضار است و بیداری، تقلا کردنی بیهوده در برهوت. اضطرابی فرساینده، درست شبیه به لرزش گام‌های آن اعرابی، جان‌ها را هدف می‌گیرد تا دست‌ها از ساختن بازایستد.
اما جریان زیست این دو مشعل‌دار نشان می‌دهد که تقدیری شگرف بر مدار جهان حکم می‌راند. نه سکوت و تسلیم منفعلانه گره از کار فرومی‌بندد و نه مرعوب نقاب‌های پرزرق‌وبرق شدن حقیقت را دگرگون می‌کند؛ راه، تنها از گذرگاه عقلانیت تزلزل‌ناپذیر، وجدان بیدار و ایمانی استوار می‌گذرد. باطل در اوج نمایش اقتدارش، حبابی بر روی سیلاب است؛ پرخروش اما در بطن خود تُهی. تاریخ همواره اثبات کرده وقتی سایه‌ها در بلندترین نقطه فریب می‌ایستند، فجر حقیقت از نامنتظرترین افق‌ها سر برمی‌آورد تا سنگینی هراس را به آرامشی جاودان مبدل سازد.
هفدهم ربیع‌الاول، سالروز شکفتن دو خورشید بی‌غروب، پیام‌آور مهربانی و آزادگی، و آموزگار اندیشه و دانایی، امام جعفر صادق (ع)، بر تمام دل‌هایی که در جست‌وجوی حقیقت، آرامش و زیستنی پرمعنا می‌تپند، فرخنده و پر از روشنی باد.