لینک های ضروری
  بازدید : 576
تاریخ انتشار : 18 دي
کارمند بازنشسته دانشگاه:
باید به بدنه کارشناسی دانشگاه بهای بیشتری داده شود
باید به بدنه کارشناسی دانشگاه بهای بیشتری داده شود
محمد حسین نخجوانی متولد 19 فروردین ماه 1344 در شهر یزد است. وی آذر ماه سال ۱۳۶۷وارد دانشگاه یزد شد و 26 اردیبهشت‌ماه 97 نیز به افتخار بازنشستگی نائل شد.
به همین بهانه با وی به گفتگو نشستیم.
محمدحسین نخجوانی در این گفتگوی صمیمانه با مروری بر تاریخچه دانشگاه یزد اظهار می‌دارد: دانشگاه یزد در سال 66 مجوز گرفت، اولین مکان دانشگاه اتاق کوچکی در فرمانداری یزد بود که تا مهر ۶۷ در آنجا اسکان داشت بعد به اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی سابق نقل مکان کرد. بعدها به ساختمان مرکزی (پردیس آزادی) واقع در میدان آزادی منتقل شد. یک اقدام بزرگی که در سال ۷۰ انجام شد ادغام دانشگاه یزد با دانشگاه تربیت معلم بود که این امر دانشگاه را از لحاظ کارمند، هیات علمی و امکانات غنی کرد و به توسعه دانشگاه سرعت داد البته این ادغام در چند شهر دیگر هم انجام شد اما به خوبی استان یزد نبود.
 
وی درباره نحوه آغاز به کارش در دانشگاه می‌گوید: آذر ماه ۱۳۶۷ که وارد دانشگاه یزد شدم آن زمان دانشگاه ساختمان خاصی نداشت یک واحد استیجاری در ساختمان اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی بود. کارمندان نیز در ابتدای کار دانشگاه شغل مشخصی نداشتند و به کمک هم کارها را پیش می بردند، اولین گروه دانشجویان که وارد دانشگاه شدند تفکیک کارها انجام شد و من به عنوان مسئول امور دانشجویی مشغول به کار شدم، بعدها واحدهای مختلفی مثل اداره‌های خوابگاه، رفاه، تغذیه و تربیت بدنی در دانشگاه شکل گرفت.
وی می‌افزاید: از سال ۶۷ تا ۷۸ در بخش اموردانشجویی مشغول فعالیت بودم بعد از آن به مدت یک سال و نیم در حوزه معاونت پژوهش و فناوری دانشگاه کار کردم. سپس وارد بخش آموزش مجتمع فنی و مهندسی (پردیس فنی و مهندسی) شدم. در آن زمان برای اولین بار بود که مسئولیت آموزش پردیس‌ها و دانشکده ها به کارشناس‌ها واگذار شد که تجربه موفقی هم بود. از سال ۸۹ با تغییر مدیریت دانشگاه من در واحدهای مختلفی از جمله آموزش دانشکده اقتصاد، مدیریت و حسابداری ، اداره خدمات آموزشی، امور دانش‌آموختگان و امور دانشجویی فعالیت داشتم. در نهایت نیز در سال ۱۳۹۳ با تغییر رییس دانشگاه و احیای مجدد مجتمع‌ها (پردیس‌ها) در قالب تشکیلات جدید، در آموزش پردیس فنی و مهندسی مشغول به کار شدم و تا پایان خدمتم در همان بخش فعالیت داشتم.
نخجوانی در ادامه، دانشگاه را یک نهاد علمی، فرهنگی و پژوهشی توصیف می‌کند و می‌افزاید: از نظر پرستیژ و اعتبار و آمیختگی با نسل جوان و تحصیلکرده واقعاً جای خوبی است.
 
وی در ادامه اظهار می‌دارد: من با دانشگاه بزرگ شدم و بهترین سال‌های عمرم را در اینجا گذراندم و از کارکردن در دانشگاه بسیار راضی بوده و هستم. ممکن است بعضی‌ها از کارکردن در دانشگاه گلایه داشته باشند اما من معتقدم دانشگاه در مجموع از خیلی مکان های دیگر بهتر است و فضای پویا و زنده ای در دانشگاه حاکم است و اگر به گذشته برگردم حاضرم دوباره در دانشگاه کار کنم.
این کارمند بازنشسته در پاسخ به این سوال که چه انتظاری از مسئولان دارد می‌گوید: انتظار خاصی از مسئولان ندارم، من در زمان تمام رؤسای دانشگاه از ابتدا تا کنون کار کرده ام و از نزدیک شاهد بودم که تمام آن‌ها با هر سلیقه و دیدگاهی که داشتند تلاش کردند تا دانشگاه ارتقا پیدا کند. همینطور اعضای هیات علمی، کارمندان و بدنه کارشناسی دانشگاه نیز با تمام نیرو در این راستا حرکت کردند. علم و تجربه است که می‌تواند سازمان، نهاد و یا شخص را ارتقا دهد و اگر به بدنه کارشناسی دانشگاه بهای بیشتری داده شود می‌تواند کمک بیشتری به ارتقای دانشگاه کند.
وی خاطرنشان می‌کند: یکی از آفت هایی که در کار وجود دارد بلند پروازی و از ابتدای کار همه چیز را خواستن است. وی می‌گوید: جوانان باید ایده‌آل فکر کنند و در جایگاه و موقعیتی که هستند بسیار جدی باشند و کارشان را به نحو احسن انجام دهند.
نخجوانی در ادامه با یادی از خاطراتش در دانشگاه می‌گوید: بهترین زمان عمر من در دانشگاه سپری شده است من در واقع در جریان رشد دانشگاه بودم و خاطرات شیرینی زیادی از کار کردن در دانشگاه دارم. می‌توانم بگویم یکی از بهترین و شیرین‌ترین خاطرات من افتتاح اولین خوابگاه دانشجویی است. در ابتدا خوابگاه بیرون از دانشگاه بود و من یادم هست دانشجویان با چه شوق و ذوقی در خوابگاه ۳۰۰ نفره که به همت مسئولین وقت ایجاد شد اسکان یافتند و بسیار سپاسگزار بودند.
 
وی در پایان به بیان احساس خود از دوران بازنشستگی می‌پردازد و می‌گوید: بازنشستگی هم خوب و هم سخت است، همیشه سعی من این بوده که در طول سال‌های فعالیت به دانشجویان در حد توان خود خدمت کردم و حالا با رضایت خاطر کار خود را به پایان می‌برم و سختی بازنشستگی این است که من عمر و جوانی خود را در دانشگاه گذراندم و جدا شدن از این فضا بسیار برایم سخت است، اما این تغییرات بایستی در مقاطعی از زندگی تمام افراد اتفاق افتد و امیدوارم این تغییرات خوب باشد.
وی همچنین با قدردانی از رؤسای مختلف دانشگاه و دانشکده‌ها، کارمندان و تمام افرادی که برای این دانشگاه زحمت کشیده اند آرزو می‌کند دانشگاه یزد در ایران و جهان بدرخشد و روز به روز جایگاهش بهتر شود.