لینک های ضروری
  بازدید : 424
تاریخ انتشار : 26 شهريور
به مناسبت روز بزرگداشت شعر و ادب پارسی انجام شد
گفت و شنودی صمیمانه با دو صاحب نظر شعر و ادب پارسی
گفت و شنودی صمیمانه با دو صاحب نظر شعر و ادب پارسی
زندگی با ترنم روحبخش لالایی های آغاز می شود؛ با ترانه های کودکانه ، مفاهیم عمیق در ذهن کودکان جان می گیرد، سپاس از لطف مادر، پدر، معلم، پزشک و... در زیباترین قالب ، یعنی شعر بیان می شود، معشوقه ها ( زمینی و عرفانی) با شعر ستوده می شوند و در نهایت، زندگی با سوگسرود و مراثی پایان می پذیرد!....نمی دانم زندگی شعر است یا شعر زندگی است ؛ تنها می دانم با شعر ، زندگی یکسر لطف و زیبایی است وآنچنان شعر با زندگی آمیخته است که به پاسداشت حرمت و عظمت آن، روزی به عنوان شعر و ادب در سطح جهان( پنجم مارس) و در ایران، مهد شعر و ادب، ( 27 شهریور) نامگذاری شده است.

در کنار دو تن از استادان گروه زبان و ادبیات فارسی ، محفلی برای گفت و شنود در بارة این روز برگزار کردیم:
با درودهای سرشار از شوق ، حضور شما بزرگواران را ارج می نهیم.
جناب آقای دکتر الهام بخش با سپاس از لطف جناب عالی  برای حضور در این گفت و شنود؛ جای بسی خوشوقتی است که می توانیم  از این طریق نیز پای درس و کلاستان بنشینیم. 
لطفاً در بارة سیر تحوّل شعر و ادب فارسی ( سنتی و مدرن) توضیح دهید.
دکتر الهام بخش: در ایران زمین از ادوار کهن و اعصار پیش از اسلام، شعر و سرود وجود داشته و سینه‌به‌سینه به نسل‌های بعدی منتقل می‌شده و در اختیار رامشگران و مطربان قرار می گرفته. آثار معدود امّا روشنگری به طور مستقیم یا غیرمستقیم، باقی مانده که چگونگی اشعار آن ادوار را تا حدودی نشان می دهد. تعبیر «مازندرانی سرود» در شاهنامه و حکایت باربد در دربار خسرو پرویز در منابع منثور و منظوم از نشانه‌های وجود شعر در دورۀ پیش از اسلام هستند و نمونه اشعاری هم باقی مانده که یا به زبانهای باستانی است یا در قالب ترجمه به زبانهای دیگر و از جمله عربی.
امّا با ظهور اسلام در ایران و درآمیختگی دو فرهنگ و دو زبان، به سبب رسمیّت یافتن عربی در مکاتبات و محافل و کتب علمی، به تدریج، فرهیختگان ایرانی بر زبان و ادب عرب، مسلّط شدند و به فراست در یافتند که می توان با معیارهای شعر عرب به فارسی دری اشعاری در همان قالبها سرود.
شاعران ادوار نخستین و برخی دوره‌های بعد نیز هم به عربی شعر می گفتند و هم  نمونه‌هایی از شعر فارسی پدید آوردند که با اشعار عرب شباهت و همسویی داشت.بزرگانی چون رودکی و کسایی و شهید بلخی این راه را هموار کردند و نظم فارسی را چونان «کاخی بلند» بنیاد نهادند.
نکته اینجاست که نیاکان شاعر ما تنها ضوابط عروضی و بخشی از قواعدقافیه را ازمیراث جاهلی ادب عرب اخذ کردند و به لحاظ مضامین و تعابیر و تصاویربسرعت از تقلید دور و به تحقیق و ابتکارنزدیک شدند.
طبیعت قوافی زبان‌فارسی با عرب فاصله‌گرفت و وضعیّت بسامدی اوزان و قالبها نیز به گونه‌ای‌متفاوت شکل گرفت.
جناب آقای دکتر حیدری با سپاس از لطف و حضورتان ، لطفا نظرتان را درباره سخنان مقام معظم رهبری در باره شعر و هنر که فرمودند: «شعر و هنر،زیباترین قالب برای همه پیامها ی نوین و مایة گسترش این پیامها تا هر سوی خطة وسیع دل ها و جانهای انسانی است.» بفرمایید؟ 
کارکرد شعر و هنر این است که به کمک شعر و هنر می توان پیامهای نو و تازه را به روشهای مختلفی بیان کرد و انتقال داد، چند نکته در این پیام هست ؛ پیامها از راههای گوناگونی قابل انتقال هستند اما قالبی که قابلیّت گسترش داشته باشد و بتواند پیام را از حدِّ یک خبر فراتر ببرد و به درون انسان  نفوذ دهد ، قالب شعر است، زیباترین قالبی که قادر است  پیام را درونی سازی کند و با روح و جان انسان یکی کند. چنین ویژگی ای در  شعر و هنر نهفته است. 
در بارة ادوار و سبک اشعار کلاسیک برایمان بگویید.
دکتر الهام بخش : شعر کلاسیک فارسی ادوار و سبکهای متعدّدی را تجربه کرده که فهرست‌وار، شامل شعر مدحی، مراثی، حکمتها و حکایتها، وصف الحال و هجو و هزل، داستان‌سرایی، تبدیل کتب نثر به نظم و حماسه سرایی ملّی و دینی و نیز شعر آیینی می شود.
ادبیّات غنایی هم در دوچهره خود را نشان داده است: یکی به نظم کشیدن داستانهای عاشقانه در قالب منظومه ای مستقل و دیگر قالب جادویی غزل که شعری نسبتا کوتاه با وحدت قافیه و ردیف است و ریشه در ترانه ها و تصنیف‌های کهن دارد. 
غزل، بی تردید جامع ترین و ماندگارترین قالب شعر فارسی است و دهها تحوّل و نوگرایی را تا امروز در ابعاد مختلف به خود دیده است. دراین قالب و نیز در مثنویات بود که بلندای اندیشۀ عرفانی مجال بروز یافت و بخش وسیع، اگر نه عمدۀ ، شعرفارسی راتصاحب‌کرد. دست کم سه تن از برترین شاعران ما یعنی مولوی و سعدی و حافظ اشتهار و تفوّق خود را مدیون تفکر عرفانی و خلق آثاری در این حوزه یا نزدیک بدان هستند.
شعر فارسی دورة تبعیدی هم داشته که معلول هجرت بسیاری از شاعران به هندوستان و همسو شدن با معیارهای پسند آن سامان است.سبک هندی و فروع آن شامل مکتب وقوع و گرایش واسوخت با خلق فضایی درون‌گرایانه و تصویر محور نوع خاصّی غزل پدید آورد که هنوز جاذبه‌های آن محسوس است و مقبولیّت هم دارد. شکار مضامین دور از دسترس و تعلیل و توجیه ها و مبالغه های افراطی از طریق شاعران این سبک به غزل و حتّی سایر قالبها راه یافت.
این سبک نمی توانست دیریاز و همیشگی باشد و به دنبال آن نهضت نوکلاسیک معروف به «مکتب بازگشت» پدید آمد و تقلید از قدما بویژه دو سبک غیر هندی یعنی خراسانی و عراقی مرسوم شد و آثار بسیار در پرتو تقلید و گاه ابتکار پدید آمد.
جناب دکتر حیدری لطفا در باره شعرهای آیینی توضیح دهید.
شعر آیینی در ایران سابقه دراز مدتی دارد. یعنی ما هر زمان بخواهیم شعر آیینی را تعریف کنیم باید بگوییم شعر از چه زمانی با مکتب و آیین پیوند خورده و با این احتساب، ما حتّی پیش از اسلام هم ادبیّات آیینی داریم. یعنی حتّی پیش از اسلام هم ادبیّات ما ، ادبیّات مذهبی است و ادبیّاتی است که بیشتر با دین زرتشت پیوند خورده است. 
دکتر الهام بخش: رویکرد به شعر دوران معاصر چگونه  و از چه زمانی بود؟
زمینة پیدایش شعر مدرن با نهضت مشروطه و تضعیف دربار و حکومت مطلقه فراهم شد. شعر ناگزیر باید به مردم پیام رسانی کند و به افشاگری مفاسد حکومت بپردازد. درج اشعار سیاسی در جراید و روزنامه ها اقتضا می کرد که لحن و شکل و حتّی قالب متفاوتی پدید آید.
ابتدا بعضی شعرا به مستزاد و مسمط روی آوردند و در یک مرحله دوبیتی پیوسته یا چارپاره را وضع کردند که از قید قافیه نسبتاً رها بود و نظیر آن در ادبیّات اروپایی دیده می شد.
ابتکار بزرگ و تهوّر تاریخی به علی اسفندیاری متخلّص به نیما یوشیج تعلّق دارد که به تقلید از اشعار فاقد بحر جهان غرب ، در عین حفظ زنجیره های وزنی، شعر امروز یا شعر نو را پدید آورد که با داشتن طرح و پیام و زبان روزآمد و تصاویر پیشرفته، مسائل مبتلابهِ جامعه و تاریخ و دردِ بشری را بازتاب می داد ، امّا از قید قافیه جز به عنوان زینت برکنار و رها بود. این نوع شعر که بیشتر نیمایی خوانده می شود ارکان عروضی بحرهای سنّتی را دارد ولی مصراعهای مساوی و چیزی به نام بیت ندارد.
مقاومت طاقت فرسایی در برابر نیما و شعر نوپدید او شکل گرفت و در نهایت، جای خود را باز کرد و صدها مجموعه شعر و دهها شاهکار در شعر نیمایی به یادگار ماند. پیروان نیما بسیار زود از قالب ابداعی او عدول کردند و انواع شعر بی‌وزن پدید آوردند که شعر سپید برجسته ترین آنهاست.
خوشبختانه، امروزدرکشورما دوقطب‌سنّتی ‌ومدرن شعر، دوشادوش‌هم به عرضة شعروعرض اندام می‌پردازند.
تا که قبول‌افتد... 
و چه در نظر آید.
لطفا دلیل نامگذاری روز شعر و ادب را در ایران با سالروز درگذشت استاد شهریار ، بفرمایید. (با توجه به کثرت شعرای بنام از آغاز تاکنون در ایران)
دکتر الهام بخش: نفس اینگونه نامگذاری ها که تعدادشان هم بسیار است و بیم آن می رود که به صورت هرروزه در آیند و حتّی بیش از یک عنوان در روز داشته باشیم یا تلاقی روزهای ملّی و مناسبت‌های جهانی پیش بیاید؛ قابل تأمّل هستند.
البتّه در کشور ما، روز شعر و ادب از جمله اقلام ضروری از این دست بوده است؛ از آن‌جهت که بالاترین میراث شعری و برترین شعرا به میهن عزیز ما تعلّق دارند و به عنوان متولیّان شعر فاخر جهانی، لازم است قدردانی و مجمره‌گردانی کنیم.
این‌که روز شعر و ادب را به استناد تولّد یا درگذشت شاعری خاص برگزینند طبیعی است که به تمام مذاق‌ها خوش نخواهد آمد، بویژه اگر نظرسنجی و مشورت و تبلیغ و بحث و فحص در فرایند انتخاب آن نبوده باشد.
انتخاب مرحوم استاد شهریار به عنوان چهرۀ شاخص شعر و ادب در عصر ما، رویداد درمجموع مثبتی است. اگر نام دیگری می آمد، شاید بیش از این بحث بر می انگیخت وعرض کردم فردمحور کردن نامگذاری‌ها این مشکل را دارد.
شهریار یک شاعر جامع و همه‌فن‌حریف و به تعبیر ناقدان اروپایی، Versatile  است. در انواع شعر، طبع آزموده و در حدِّ بالایی موفّق بوده است. این جامعیّت برای شاعر ایجاد شأن می کند. زندگی پر افسانه و افسونش، هم طبقۀ جوان و احساسی کشور را جذب می کند و تصویر و تصوّر تاریخی ما از شاعر و تقارن شاعر و عاشق را پوشش می دهد.
نکتۀ دیگر احترام و اهتمام شهریار به زبان فارسی و حفظ و ترویج و تقویّت آن است. او شاعر دوزبانه ای است که با توجّه به اعتقادات و عِرق ملّی و اندیشۀ والایی که داشته بیشتر اشعار خود را به فارسی سروده و برمیراث شعری ما نمونه های خوبی را افزوده است.
دربارۀ منزلت شاعری شهریار و نقد و نظرهای مربوط به آن در جای دیگر و با قالبی متفاوت می توان سخن گفت؛ امّا در یک جمله، باید انصاف بدهیم که از نظر کیفیّت هنری و سخن‌آرایی و نیز از منظر نفوذ در اجتماع و مقبولیّت و شهرت، بالاترین امتیازها را کسب کرده و از همان نخستین نشر نمونه اشعارش روی ریل محبوبیت و مقبولیّت خاص و عام قرارگرفته است. بدیهی است که در چنین شرایطی محسود بعضی اقران بانفوذ خود واقع شود و کسانی در صدد تضعیف او و عیب‌جویی از آثارش برآیند. گروهی هم هستند که بعضی آثار مناسبتی شهریار آزارشان می دهد و بر تصوّر آرمانی آنها از شعر و شاعری منطبق نیست.
از این موانع و عوایق که بگذریم روزشعر و ادب مبارک و سیمای شهریار برازندۀ آن می‌شود و حتّی در ایران می تواند روز پیوند شعر فارسی و شعر سایر اقوام ایرانی بویژه آذری‌زبانان به شمار آید.
یادی کنیم از شادروان استاد بهداد و برگردان شعر «حیدر بابا» ی شهریار به زبان عربی. فکر می کنید استاد با چه انگیزه ای این شعر شهریار را به عربی ترجمه  کرده اند؟ 
دکتر الهام بخش : روانشاد دکتر بهداد از استادان فاضل و با استعداد و عدیم المثال بود. ایشان طبع شعر چشمگیری هم داشت که آن را زیاد بروز نمی داد.حتّی شنیده ام که بخشی از اشعار را فقط در حافظه داشته و با درگذشت اندوهبار ایشان به سرنوشت «کل علم لیس فی القرطاس ضاع» دچار شده است.
ایشان که در عربی سرایی نیز طبع‌آزمایی می کرده، شاهکار بی‌بدیل شهریار، منظومۀ حیدربابا را با بخشی از میراث شعری عرب که روان و روشن و پراحساس هستند و از غم غربت و حسرت و عسرت سرشار هم‌سو و هم‌سان یافته و این رسالت را عهده‌دار شده که نقاط اوج و لطایف نغز شعر شهریار را به رخ عرب زبانان بکشد و در این کار نیز بخوبی توفیق یافته‌است.
روح هردو شاد و از همکار فقید سعیدمان دکتربهداد یاد باد. 
لطفا در بارة روحیّات استاد شهریار توضیح دهید. کلّاً انگیزة تغییر رشته از دیگر رشته ها به ادبیّات؛ افراد زیادی به ادبیّات روی آورده اند؛ این همه گرایش به این رشته را مرهون کدام ویژگی این رشته می دانید؟ 
دکتر الهام بخش: کلّاً افراد باهوش و نابغه شخصیّت متفاوتی دارند که در روان‌شناسی به آن پرداخته می شود و مردم معمولی و حتّی بعضی ناقدان آنها را درک نمی کنند. شهریار با هوش سرشار و همّت والا و ماجراجویی چشمگیر به شخصیّتی چندبُعدی تبدیل شد که علاوه بر شعر به موسیقی و عرفان و تبلیغ دین و ارشاد اجتماعی و رقابت‌های محفلی رایج آن روزگار نیز روی آورد و اشعار مناسبتی و موردی بسیاری سرود و باب اخوانیه های پر شماری را هم گشود
نشر اشعارش که به سرعت نقد و نقل می شد و در حافظه ها می نشست، اورا به یک ادیب و هنرمند محبوب و مردمی با چاشنی تقدس آیینی تبدیل کرد و از این رهگذر هواداران بسیار یافت که با فوت او نیز ارادتشان همچنان باقی است.
شهریار بویژه در تقلید از حافظ جزو موفّق‌ترین‌ها ست واگراشعارش یکدست بودند و بعضی آثار شتاب زده و پراکنده مضمون را در کنار آنهمه شاهکار نشر نداده بود، منزلتش بهتر و بیشتر شناخته می شد. بخشی از جاذبة ادبیّات فارسی برای جوانان معلول شهرت و محبوبیّت اینگونه اشخاص و شخصیّت هاست. انگیزه های تغییر رشته به ادبیّات برای اشخاص مختلف متفاوت است. کسانی نظیر بنده و دکتر پویان به دانش ادبی و شناخت متون و فنون برای پرورش قریحة شاعری احساس نیاز کردیم و به این رشته روی آوردیم. اخیرا ورود بی قید و شرط دانش آموختگان تمام رشته ها به مقاطع ارشد و دکتری این رشته هم برای خود داوطلب و هم برای بخش زبان و ادبیّات فارسی مشکل ایجاد کرده و جز در موارد معدود دانشجویان با ذوق و خلّاق ، نتیجة مطلوبی نداده است. 
در رشتة ادبیّات، فنونی تدریس می شود که دانستن آنها سالها تمرین و ممارست می خواهد ودورة دوسالة ارشد و واحدهای انگشت شمار دکتری در این زمینه کار ساز نیستند. کسانی که برای التذاذ و به تصوّر سهولت کار به تحصیل ادبیّات روی می آورند نومید خواهند شد. بحث بازار کار و حرمت مرزهای تخصّص این رشته مربوط به جای دگر و « وقت دگر» است.   
لطفاً در بارة ظرفیّت  زبان فارسی برایمان بگویید: زمانی قوالبی چون قصیده و مثنوی و... و الان کوتاه سروده ها که حامل مفاهیم بسیار غنی نیز هستند. 
دکتر حیدری : ادبیات با آمدن رسانه کم کم دارد به جنبه های مینی مالیستی گرایش پیدا می‌کند. به عبارت دیگر جنبه‌های مختصر و مفید بودنش برجسته می شود؛ چون سرگرمی های دیگر و شتابزدگی به نوعی زندگی بشر را پر کرده، گرایش به گونه های مختلف شعر کوتاه، هایکو، داستان کوتاه ؛ همچنین قالب هایی در زبان فارسی ایجاد شده مانند سه گانی  و قالب هایی که سعی می کنند در کوتاهترین شکل ممکن پیام را منتقل کنند . در دورة معاصر قوالبی مثل قصیده و مثنوی به نوعی شاید جذابیّت ندارد ؛ هرچند این قوالب هم جایگاه خود را دارد  و ما می بینیم که هوشنگ ابتهاج در دورة معاصر، اشعاری را  در قالب مثنوی می سراید و طرفدار هم دارد. امّا کوتاه سروده ها به دلیل اختصار و انتشار در فضای مجازی، بیشتر مورد تأمّل واقع شده؛ شاعران  گذشته نیز کوتاه سروده هایی در حدِّ یک، دو و سه بیت داشته اند. کسانی که اکنون دنبال شعر قدیمی هستند، فراتر از غزل نمی روند.  قصیده با آن زبان مطنطن و مستحکم که در آن روزگار کم کم جای خودش را به غزل داده؛ شعرا شاید به قصاید هم می پردازند اما با مفاهیم امروزی. مثل کاری که بهار کرده، بهار در اوایل دورة رضا خان سعی کرد مضامین جدید را در قالب های قدیمی بریزد ولی گاهی همخوانی پیدا نمی کرد و مثلا ًتوصیف تیر چراغ برق را موضوع قصیده قرار می‌داد.
فکر می کنم در کنار مفاهیم غنی کوتاه، اشکال بلند مانند رمان هم در قوالب جدید ما هست، یعنی این بدان معنی نیست که قصیده و مثنوی هم در ادبیّات جدید از بین برود. فکر می کنم زبان فارسی در حال طبع آزمایی و خود آزمایی است و می توان انتظار داشت که اتّفاق های بسیار مثبتی در آیندة شعر فارسی رخ بدهد.  

ارزیابی شما از  ترجمه های اشعار بسیاری از شاعران ایرانی به دیگر زبانها چیست؟ بویژه اشعار حافظ، مولانا و ...
دکتر الهام بخش: در شعر فارسی، محتوا و لحن و پیام بر لفظ غلبه دارد و عنصر عاطفه نیز بی‌نهایت قوی است.
از آنجا که در دنیای غرب، محتوای اشعار محدودۀ چندان گسترده ای ندارد و در خیلی موضوع ها احساس خلأ می شود، کسانی که به زبان فارسی و اشعار ناب آن آشنا شده اند می کوشند تا لذّت قرائت و درک این اشعار را برای هم‌زبانان خود، زمینه‌سازی کنند.
بزرگانی همچون نیکلسون به این امر خطیر مبادرت کرده اند و باب آن همچنان باز است.
نکتۀجالب را در اقبال بی‌نظیر خواص و عوام جهان غرب به‌ محتوا و لحن و پیام شعر فارسی باید جستجو کرد.
ادبیّات فاخر فارسی تحت تأثیر موازین اسلامی، بر محور حکمت و اصالت و انسان‌دوستی ومهر ومحبّت وارشاد وهدایت و البتّه تفرج ولذّت دورمی‌زند و برای همۀ طبقات هم‌زمان جاذبه وسود دارد. 
تأثیر گذاری شعر کشورها با شرایط خاص و همسویی مفاهیم شعری بین کشورها را چگونه ارزیابی می کنید؟( شعر مهجر: شاعرانی که به سرزمین های دیگر مهاجرت می کنند ، مقاومت و از این قبیل) 
بنده فکر می کنم کشورهایی که شرایطی شبیه کشور ما دارند مفاهیم مشترک شعری زیادی در آثار ادبی آنها وجود دارد . این همسویی و مفاهیم مشترک باعث می شود که شعر ایرانی در واقع بتواند تشابه و تطابق و نزدیکی ای با شعرهای دیگر کشورها داشته باشد. نه تنها در شعر ما که در داستان کوتاه هم با این مسأله روبه رو هستیم. ادبیّات مهاجرت را در داستان هم می توان پی گرفت . نویسندگان ایرانی هم در داستانهای خودشان به این مفاهیم توجّه کردند؛ اسماعیل فصیح در داستان «ثریا در اغما» به چنین موضوعی پرداخته است. کشورهایی مثل مصر هم ، هم اکنون در شرایط مشابهی مانند شرایط ما به سر می برند و نویسندگانشان همین مضامین را دنبال کرده اند مثلا طیِّب صالح – نویسندة مصری در کتاب « موسم هجرت به شمال» به همین مسائل پرداخته است . انواع اتّفاقاتی که برای فرد در کشور دیگر رخ می دهد مثل مهاجرت ، دوری از فرهنگ خودی، فرار مغزها و... را خوب بیان کرده اند، و همین طور سایر مضامین چون مقاومت و جنبش های ضدّاستعماری که در کشورهایی مانند آمریکای لاتین، آفریقا، ایران و سایر کشورهای تحت سلطة استعمار گران بودند روی داد و باعث شد  امثال گابریل گارسیا مارکز و  ماریو بارگاس یوسا  پدید آیند. برخی از نویسندگان خودمان هم نظریات پسا استعماری را دنبال می کنند ؛ این نظریه اوّلین بار توسط ادوارد سعید
چنانچه صحبت خاصی دارید لطفا بیان فرمایید.
دکتر الهام بخش: بی مناسبت نمی بینم کلام را با شعری از شهریار به پایان برم:
تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم
در آستانِ مرگ که زندانِ زندگی است
تهمت به خویشتن نتوان زد که زیستم
پیداست ازگلاب سرشکم که همچو گل
یک روز خنده کردم و عمری گریستم
خود مدّعی که نمرة انصافِ اوست صفر
در امتحانِ صبر دهد نمرة بیستم
گر آسمان وظیفة شاعر نمی دهد
گو نام هم به خُفیه بشوید زلیستم
سربازِ مفت اینهمه در جا نمی زند
سرهنگ گو ببخش به فرمان ایستم
گوهر شناس نیست در این شهر، «شهریار»
من در صف خزف، چه بگویم که چیستم؟
** از بیانات ارزشمندتان بسیار مشعوف و محظوظ شدیم. سلامتی و شادکامیتان بَر دوام و ایّام عزتمندیتان مستدام. سپاس مجدد از حضورشما بزرگواران در این گفت و شنود 
دکتر الهام بخش : از شما که محقق و مؤلف و ویراستار و نویسندۀ توانایی هستید و در زمرۀ ادیبان و دانش‌آموختگان برتر این رشته هستید؛ سپاسگزارم که فرصت اظهار نظر به بنده بخشیدید و با حوصله و تحمّل و دقّت و تأمّل به اظهارات ناقابلم گوش فرادادید.
و ما التوفیق الا من عند الله
دکتر حیدری: خیلی ممنونم که این مصاحبه را ترتیب دادید.
بزرگوارید، سپاسگزارم.