دسترسی سریع
   بازدید : 209
تاریخ انتشار : 18 مهر1400
با موضوع سه نظریه مطرح شده درباره اخذ تمدن فرنگی در ایران قرن دوازدهم:
شخص فرمانروا باید وکیل خلایق و رعایا باشد و نه قبله عالم برای آنان
گزارشی از برگزاری سومین نشست ایران ما در دانشگاه یزد
سومین نشست از سلسله نشست‌های ایران ما (فصل سوم حقوق ملت) با موضوع سه نظریه مطرح شده درباره اخذ تمدن فرنگی در ایران قرن دوازدهم هجری قمری و آثار هریک بر حقوق ملت در برابر حاکمان عصر روز گذشته از سوی دانشکده حقوق، علوم سیاسی و تاریخ دانشگاه یزد به صورت مجازی برگزار شد.

به گزارش دریافتی از دانشکده حقوق، علوم‌ سیاسی و تاریخ دانشگاه یزد، در ابتدای این نشست دکتر عباس هاشم‌زاده عضو هیات علمی دانشگاه یزد، به تشریح و بررسی نظریات مطروحه در قرن دوازدهم هجری قمری درخصوص اخذ تمدن فرنگی به شرح ذیل پرداخت:
۱. نظریه مباینت تامه (عدم امکان) متعلق به حزین لاهیجی
۲. نظریه مباینت ناقصه متعلق به میرعبداللطیف شوشتری
۳. نظریه عدم مباینت حداکثری متعلق به میرزا ابوطالب اصفهانی
دکتر هاشم‌زاده با بیان اینکه ایران و اروپا از نیمه قرن نهم هجری(۱۵میلادی) روابطی داشته‌اند اما هنوز انقلاب صنعتی در اروپا رخ نداده بود، گفت: در قرن ۱۲ هجری قمری پس از انقلاب صنعتی و فاصله گرفتن ایران از غرب و پس از اینکه انگلیسی‌ها بر بنگال و تمام شبه قاره هند مسلط شدند، کشور ایران وضعیت بشدت نابسامانی داشته است.
وی اضافه کرد: شهر اصفهان پس از حمله افغان‌ها رو به ویرانی رفت که در این میان مهاجران ایرانی به هند که نخستین اندیشگران درباره اخذ تمدن فرنگی بودند و در واقع ایرانیان مهاجر در هند با تمدن فرنگی رو به رو شدند.از این رو حزین لاهیجی تا زمان سقوط اصفهان عالم برجسته ای بود که بعد از سقوط به مهاجرت در قلمرو اسلامی عثمانی و هند پرداخت و مشاهده کرد که در همه این ممالک اوضاع به یک نحو است.
به گفته عضو هیات علمی دانشگاه یزد، حزین لاهیجی مقتضیات فلکیه را در بدبختی ممالک اسلامی و شرقی موثر می‌دانست و معتقد بود که در این ممالک، رئیسی که صلاحیت ریاست داشته باشد یافت نمی‌شود.
دکتر هاشم‌زاده تشریح کرد: حزین لاهیجی عدم امکان اخذ تمدن فرنگی برای ایران را به جهت تفاوت اقالیم و اصقاع دانسته و غلام‌حسین طباطبایی را که تحت تاثیر خود بوده وضع و ارض بلد و جهات خفیه در قطعات زمین شرقیان و ایرانیان را با وضعیت موجود در فرنگ بسیار متفاوت توصیف کرده است.
وی اضافه کرد: این شخص اقلیم هند را نسبت به اقالیم دیگر دارای مباینت تمام عنوان کرده و به همین جهت انتظام، آبادی ملک، رفاه و آسایش خلق، امن و امان در اماکن شرقی، هند و ایران را امکانپذیر نمی‌دانسته است.
وی دلایل نظریه حزین لاهیجی را در دو دسته تقسیم و بیان کرد: در نظریه اول بر این است هر قطعه از زمین اثری خاص دارد که زمین دیگر آن اثر را ندارد و نظریه دوم وضع و ارض بلد و جهات خفیه دیگر که با هم متفاوتند مطرح شده است.
دکتر هاشم‌زاده در ادامه به نظریه دوم با عنوان نظریه مباینت ناقصه ازمیر عبداللطیف شوشتری که در تحفه العالم بدان پرداخته است اشاره کرد و گفت: وی معتقد بود که به سبب مباینت تامه احدی از فرق اسلام متعرض این قسم حکایات یعنی حکایاتی که او بیان داشته نگشته‌اند و به مباینت تامه اعتقاد نداشته اما سخنان صریحی در رد آن نیاورده است.
به عقیده وی، ایرانی‌ها با سه قرن فاصله به سراغ تکنولوژی چاپ رفتند و شوشتری‌ معتقد بود که علت این تاخیر همان اعتقاد به مباینت تامه بوده است.
وی به تشریح نظریه سوم عدم مباینت حداکثری میرزا ابوطالب اصفهانی پرداخت وگفت: وی معتقد بود که اخذ تمدن فرنگی امری امکان پذیر استو تصریح می‌کردکه اکثر دستورات امم مختلفه آن ممالک فرنگی و طریق زیستن‌شان در منزل و آداب ریاست آن ملک و صنایع و بدایع آنها متباین و متعارض قوانین اسلام نبوده است.‌
دکتر هاشم زاده در پایان به نتیجه‌گیری از نظریه‌ها پرداخت و اظهار داشت: در قرن ۱۲ هجری قمری به دنبال تغییرات و تحولات داخلی و جهانی نخستین نظریات درباره اخذ تمدن فرنگی در ایران شکل گرفته هرچند مفاهیمی اعم از حقوق، ملت و حقوق ملت در آن دوره در ایران شناخته شده نبود اما می‌توان گفت مطابق نظر سید جواد طباطبایی اثر میر عبداللطیف شوشتری یعنی تحفه العالم نخستین اثری بود که سخنی از مشروطیت و نهادهای سلطنت مشروطه در آن آمده است و در واقع طبق این نظریه زمینه فکری برای این ایده مطرح شد که شخص فرمانروا باید وکیل خلایق و رعایا باشد و نه قبله عالم برای آنان.
در ادامه این نشست دکتر امیر روشن استادیار، دانشکده حقوق، علوم سیاسی و تاریخ دانشگاه یزد با اشاره به کتاب "نخستین رویارویی‌های اندیشه گران ایرانی" نوشته عبدالهادی حائری بیان داشت: ایرانیان در قرن دوازدهم و پس از آن پیوسته خود را با غرب مقایسه می‌کردند.
وی گفت: در کتاب مذکور آمده است که عباس میرزا بعد از شکست ایران از روس به ژوبر فرانسوی می‌گوید اجنبی با من حرف بزن من چرا در مقابل سپاه روس شکست خوردم چه باید بکنم. ما ایرانیان تا به امروز هم با این سوال مواجه‌ایم که چه باید کرد آیا باید راه سومی را به عنوان الگوی پیشرفت اسلامی ایران ایجاد کنیم.
وی اظهار داشت: در آن زمان عباس میرزا می‌خواسته مشکل عقب افتادگی را با تقویت قوای نظامی حل کند به همین علت دانشجویان را به اروپا می‌فرستاد تا دروس مهندسی و نظامی بخوانند. از این جهت افرادی مثل مستشار الدوله نیز به فرنگ فرستاده شدند.
به عقیده وی، این افراد در فرنگ متوجه شدند که مشکل فراتر از قوایی نظامی است بنابراین کتابی تحت عنوان رساله یک کلمه یعنی قانون یعنی اگر ما بر اساس قانون رفتار کنیم و نه میل و طبع پادشاه آنگاه ما پیشرفت خواهیم کرد.
دکتر روشن اضافه کرد: کتاب دیگری که در این رابطه می‌توان بدان پرداخت کتابی با عنوان" پیشگامان تجددخواهی مسلمان" تالیف احمد امین ترجمه حسن یوسفی اشکوری است طبق این کتاب مشکلات و راه‌حل ممالک اسلامی مشابه بوده است.
به عقیده وی: مشکل این است که ممالک اسلامی صنعت غرب را می‌خواهند اما نرم افزار و اندیشه غرب را نمی‌پسندند به تدریج در این ممالک لیبرالیسم و آزادی خواهی در میان متفکرین قرن ۱۹ رواج یافت و همه متوجه شدند که مشکل در استبداد شخص پادشاه است.
در نتیجه در ایران نیز پیگیری این راه‌حل به شکل‌گیری انقلاب مشروطه انجامید و که به دنبال محدود کردن قدرت بودند به عنوان ریشه‌های فکری، افرادی مثل میرزا فتحعلی آخوندزاده معتقد بود که ما باید غربی بشویم باید الفبای فارسی را به لاتین تغییر دهیم.
وی افزود: در قرون طلایی اسلامی از تمدن اسلامی گرفته شده و ما باید داشته‌های خود را از غربیان پس بگیریم به هر حال نظرات مختلفی در آن دوران مطرح بود برخی به طور کل اخذ تمدن فرنگی را رد می‌کردند برخی به طور کامل قبول می‌کردند و برخی معتقد به راه‌حل بینابین بودند.
به گفته وی، ما می‌توانیم عرفان و معنویت بخصوص از مثنوی معنوی را به غربیان اهدا کنیم و آن ها دچار چنین کمبودهایی هستند.
دکتر هاشم زاده تصریح کرد: ما در مقابل تمدن فرنگی در میان متفکران ایرانی دوره‌های مختلفی داشته‌ایم در قرن ۱۲ سوال این بود که آیا ما می‌توانیم تمدن فرنگی را اخذ کنیم یا خیر اما در قرن سیزدهم زمانی که عباس میرزا به دنبال نوسازی نظامی بود سوال متفکران این بود که ما چه چیزی از تمدن فرنگی می‌توانیم بگیریم بنابراین دوره دیگری شکل گرفت.
وی گفت: در دوران امیرکبیر نظریه میرزا ملکم خان ناظم الدوله مطرح بود که باید کارخانه آدم‌سازی درست کنیم که به احداث دارالفنون انجامید اما در این اواخر دوره دیگری از مواجهه با تمدن فرنگی مطرح شد در اواخر دوران پهلوی بعضی از ایرانیان معتقد بودند که غربی‌ها باید مردم سالاری را از ما یاد بگیرند در این دوره نظریه تسخیر تمدن غرب شکل گرفت امروز هم بعضی معتقدند که ما دارای فرهنگی کامل تر از غرب هستیم.
دکتر محمدرضا نجاریان رییس پردیس علوم انسانی و اجتماعی دانشگاه یزد نیز درخصوص عقاید میرعبداللطیف شوشتری، اظهار داشت: آنچه شوشتری درباره اعتقاد عظیم حکمای اسلامی به تاثیرات فلکیه بیان داشته است نمی‌تواند درست بوده باشد یعنی اینطور نبوده که تمام حکمای اسلامی به آثار صور فلکی و حرکت آنها و نجوم بر زندگی بشر اعتقاد عظیم داشته باشند.
در انتهای نشست نیز دو نفر از دانشجویان به بیان نظرات و سوالات خود درباره موضوع جلسه پرداختند.