دسترسی سریع
   بازدید : 322
تاریخ انتشار : 5 آبان1400
با محوریت در تنگنای مسیرها: بحثی درباره دولت ملت‌سازی غربی و ایرانی
گزارشی از برگزاری پنجمین نشست ایران ما در دانشگاه یزد
گزارشی از برگزاری پنجمین نشست ایران ما در دانشگاه یزد
پنجمین نشست از سلسله نشست‌های ایران ما (فصل سوم حقوق ملت) با موضوع در تنگنای مسیرها: بحثی درباره دولت ملت‌سازی غربی و ایرانی عصر روز گذشته از سوی دانشکده حقوق، علوم سیاسی و تاریخ دانشگاه یزد به صورت مجازی برگزار شد.

به گزارش دریافتی از دانشکده حقوق، علوم‌ سیاسی و تاریخ دانشگاه یزد، در ابتدای این نشست دکتر سعید عطار دانشیار علوم سیاسی این دانشکده با تشریح مفهوم همکاری، بیان داشت: مفهوم همکاری برای بقای انسان خردمند بسیار مهم بوده و در عصر دولت مدرن مقیاس همکاری حتی از قلمرو به میان افراد یک ملت‌ به همکاری جهانی توسعه یافته است.
دکتر عطار با بیان اینکه دنیای امروز دنیای همکاری و رقابت است، اظهار داشت: نسل جدید تکنولوژی‌ها نیز بر مبنای همین همکاری‌ها طراحی می‌شوند و هدفشان این است که تمامی انسانها را به یکدیگر متصل می‌کنند.
وی با توجه به اینکه منطق جهان امروز همانا رقابت در زیرپوست همکاری است، گفت: رویدادهای تکنولوژیک هم بر همین مبنا طراحی و به اجرا گذاشته می‌شوند مانند رویداد بین‌المللی اکسپوی دوبی ۲۰۲۰ که به مدت ۶ ماه با حضور ۲۰ میلیون نفر از ۱۸۲ کشور دنیا برگزار شد.
وی افزود: سوال اصلی پیش روی ما این است که ما چگونه می‌توانیم ملتی همبسته شویم؟ انتگراسیون ملی یا همبستگی ملی چگونه رقم می‌خورد و آیا ما باید صرفاً به همبستگی ملی منحصر شویم یا باید به همکاری جهانی نیز بپردازیم.
دکتر عطار در ادامه به تشریح روند دولت ملت‌سازی در غرب و عوامل موثر برای رسانیدن غرب به این جایگاه پرداخت و بیان داشت: به طور کلی، سه عامل مهم به عنوان ریشه‌های فکری، زمینه‌های لازم را برای شکل‌گیری دولت‌های ملی غربی ایجاد کرده‌اند.
وی ادامه داد: نخست آزادی و عقل‌گرایی یونانی دوم ایده آلیسم و عدالت‌خواهی مسیحی به خصوص در فرقه‌های جدید و سوم نظم و قانون در حقوق رم بوده و در واقع دولت ملت مدرن در غرب از دل این سه آبراه و سنت فکری زاده شده است.
به گفته وی، آنچه امروز ملت نامیده می‌شود مجموعه‌ای از انسان‌های آزاد برابر و قانونمندست که به سرزمین مشخصی پایبند بوده و قانون را بر اساس قواعد زمینی می‌نویسند که در کشورهای غربی از دل این ریشه‌های فکری سه‌گانه به دست آمده است.
عضو هیات علمی دانشگاه یزد گفت: البته دولت ملت‌سازی غربی در هر یک از کشورهای مهم غربی شکل خاصی داشته و با دیگر کشورها غربی متفاوت بوده است.
به عقیده وی، شاید تفاوت‌های امروز این کشورهای غربی ناشی از مسیرهای متفاوتی است که این کشورها در دولت ملت سازی طی کرده‌اند. در آمریکا عنصر قانون اساسی در این خصوص بسیار مهم بوده است. قانون و نظام قضایی این کشور نقش بسیار مهمی در تداوم دولت سازی و ملت سازی داشته است. در غرب با یک تاریخ غربی مواجه نیستیم بلکه با تاریخ‌های غیر غربی مواجهیم؛ تاریخ‌هایی که بر اساس وقایع تاریخی متفاوت و انتخاب‌ها و حوادث متفاوت در هر کشور تاریخ خاصی و نتیجه خاصی را در پی داشته است.
به گفته دکتر عطار، چارلز تیلی معتقد است که در قرن ۱۶ و ۱۷ میلادی در اروپا نیازهایی اعم از امنیت و آزادی از دخالت‌های کلیسا در مدیریت مناطق در بالا نزد نخبگان وجود داشته و در آن زمان، بالقوه امکان شکل‌گیری الگوهای دیگر هم وجود داشت اما این دولت ملت مدرن بود که می‌توانست به خوبی به نیازهای بالایی‌ها را پاسخ دهد.درکنار نیازهای گفته شده دومین دسته از نیازها، نیازها در پایین بود که شامل امنیت و آزادی فکر و عمل بوده است.
وی دولت مدرن را اینگونه توصیف کرد که انسانها را از دخالتهای کلیسا در اموراتشان آزاد کرده و به نیاز به امنیت آنها در میانه جنگ‌ها در اروپا پاسخ داده می‌شده است.
وی گفت: روال‌های متفاوتی در غرب شکل گرفت ولی همگی به دموکراسی رسیدند‌. هر کشور، روند خاص خود را طی کرد. به طور مثال در فرانسه به علت اقتدار کلیسا، انقلاب‌های متعدد شکل گرفت و در نتیجه یک دموکراسی لائیسیته فرانسوی به دست آمد اما در انگلستان یک روند اصلاحات طولانی و متداوم شکل گرفت که با خونریزی کمتر به یک دموکراسی مشروطه با حفظ سنت‌ها انجامید و پادشاه، گام به گام به نفع پارلمان عقب نشست.
دکتر عطار بیان داشت: در آمریکا جنگ استقلال و جنگ‌های داخلی که نیروهای مذهبی در آن شرکت داشتند انجام گرفت و به یک دموکراسی انجامید که با مذهب تعامل می‌کرد. در آلمان، یونکرها و زمینداران، اقتدارگرایی را تشدید کردند و در مرحله بعد، حاشیه نشینان، جنبش فاشیسم را شکل دادن که بعد از جنگ دوم جهانی با کمک سایر کشورهای غربی، در نهایت به دموکراسی رسید.
به گفته وی، از دل تحولات فکری و اجتماعی بود که مفاهیمی چون منافع ملی، حاکمیت ملی امنیت ملی قانون و بروکراسی و از سوی دیگر شهروندی، فردگرایی، آزادی مشروعیت و حاکمیت قانون ظاهر شدند‌. این مفاهیم، نیازهای فرادستان و فرودستان آن مناطق بود و بعدها، تبدیل به مفاهیم جهانی شد.
دکتر عطار پس از بررسی روندهای شکل‌گیری دولت‌های ملی در کشورهای غربی به مسیر دولت ملت سازی در ایران و تنگناهای آن پرداخت. به گفته وی، نکته اول، بررسی عوامل تداوم ایران در طول تاریخ است که سه دسته عامل موثر بودند: ۱. هنر دولت مداری، ۲. برخی مراسم و سنن مشترک، و ۳. زبان و ادب فارسی. هنر دولت مداری در ایران، باعث شکل گیری امپراتوری های بزرگ شد. در طول دورانها، بسیاری از عوامل در طول تاریخ مثل جشن‌ها از دست رفتند؛ همانطور که امپراتوری‌های بزرگ ما در ایران از دست رفتند. ملت‌هایی که تجربه امپراتوری دارند، ملت‌های تلخ‌کام قرن حاضرند چرا که از آن همه جلال و شکوه، چیز چندانی باقی نمانده است. در کل، فرآیندهای فکری که در غرب اتفاق افتاد، در ایران عمدتا غایب بود.
وی افزود: ایران که مجموعه‌ای از اقوام و طایفه‌های دارای مرزهای فرهنگی نامریی بوده نه ملتی که تعلقات سرزمینی دارد جای سوال است که تاریخ نگاری ایرانی تا چه حد تحت اسطوره‌های مدرن دولت یکپارچه و ملت متحد است؟ آیا بهتر نیست آثار نویسندگانی مثل ونسا مارتین را در این رابطه مطالعه کنیم تا مشخص شود که تاریخ ایران لزوماً تاریخ تضاد ملت واحد با دولت استبدادی نبوده است؟ در واقع تاریخ نگاری که اقوام و طوایف ایرانی را فراموش می‌کند و تکثرگر اقوام ایرانی که عامل استمرار ایران بودند را به حاشیه می‌راند، چطور می‌تواند یکی از پایه‌های بقاء ایران در آینده باشد؟
به عقیده عضو هیات علمی دانشگاه یزد، دولت ملت سازی مدرن در ایران، یک پروژه سیاسی بوده که از سوی دولتمردان برای اهداف دفاعی و از سوی برخی از روشنفکران از فرنگ برگشته با هدف شکل‌گیری ایران قدرتمند دنبال شده است.
هر دوی این مسیرها به نکته واحد یعنی اقتدارگرایی رسیدند. در واقع دولت ملت سازی ایرانی نه بر مبنای خواسته مردم از پایین و نه بر مبنای نیازهای اقتصادی و اجتماعی واقعی بلکه بر اساس اهداف سیاسی از بالا طراحی شد.
به گونه‌ای که ما حتی به طور دقیق نمی‌توانیم بگوییم مردم عادی ایران در دوران مشروطه و پیش از آن چه فکر می‌کردند اما با مطالعه پژوهش‌های در تاریخ شورش‌هایی که از سوی نویسندگانی مثل استفانی کرونین انجام شده مثلا در کتاب "نان و عدالت در ایران عصر قاجار" تا حدی می‌توانیم درکی از خواسته‌های مردم داشته باشیم.
وی افزود: با مطالعه تاریخ از این زاویه، می‌توان حدس زد که عدالت خواهی، مهمترین نیاز و خواسته بسیاری از مردم بوده است به طور مثال در شورش‌های نان، مساله مردم کمبود مصنوعی نان یعنی بی‌عدالتی نانی بود نه صرفا کمبود نان و گرسنگی.
دکتر عطار در ادامه با طرح "معمای ایرانی" اضافه کرد: در خصوص معمای ایرانی برای دستیابی به دولت ملی ایرانی ما با دو روش مخرب مواجه‌ هستیم ۱. ملت سازی اقتدارگرا بوده که این یعنی ملت سازی از مسیر حفظ بندهای رعیت. ۲. تمرکز بر اجرای یک الگوی واحد در جامعه متکثر که این نیز یعنی نقض بنیان‌های جامعه ایرانی.
وی اظهار اشت: همین امر باعث خلق جامعه پرتنشی شد که سیاست رایج آن، سیاست ستیهنده یعنی سیاست جدل و جدال است. جدال‌های فرهنگی و هویتی در جامعه ما را چنین تحمیل‌هایی تشدید کرده است.
وی در ادامه با ابراز نگرانی از روند توسعه، چنین روالهایی به تخریب ظرفیت‌های جامعه عنوان کرد که می‌تواند ایران ما را به سمت امتناع توسعه بکشاند.
دکتر عطار در پایان سخنرانی خود تاکید کرد: ما یک سرنوشت محتوم تاریخی نداریم اما می‌توانیم آینده جامعه را متفاوت از امروز رقم بزنیم. منتها ضرورت دارد با درک تغییرات نسل‌های جدید که حق‌جو و مطالبه‌گر هستند و با فهم خواست عدالت خواهی که خواست تقریبا تمام جنبش‌های ایرانی بوده، یک بحث عمومی و گسترده را شکل دهیم تا در نهایت بتوانیم به اجماع نظر کلی در مورد مختصات ایران آینده دست پیدا کنیم.
وی ادامه داد: در این مسیر، احیای آن بخش از حکمت قدیم ایران است که حق خواهی و عدالت گستری را موجه کنند و آموختن از بهترین آموزه‌های تمدن جدید نیز می‌تواند زمینه فکری لازم برای حرکت به سوی آینده را فراهم کند.
سپس دکتر افشین زرگر عضو هیات علمی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرج به بیان نقطه نظرات خود در خصوص موضوع این نشست پرداخت و اظهار داشت: در مورد نقش همکاری در شکل‌گیری دولت‌های ملی باید این نکته را اضافه کرد که اتفاقاً بحث جنگ نیز در این موضوع مهم بوده است.
دکتر زرگر افزود: جنگ‌ها خالق دولت‌های ملی بوده‌اند؛ دولت‌ها جنگیده‌اند تا جنگی نباشد و سرنوشت دولت‌ها با جنگ ها مرتبط بوده است.
وی بیان داشت: دولت ملت‌ها تحت تاثیر دو انگیزه مهم شکل گرفته‌اند که شامل ترس و نیاز است. درباره ترس باید گفت اتفاقاً در زمانی که ترس از ناامنی و آشوب افزایش یافته مردم به الگوی حکمرانی مبتنی بر دولت ملی تن می‌دادند.
وی اضافه کرد: سوال دیگر این است که آیا ما می‌توانیم صحبت از مدل ایرانی برای دولت ملت سازی مطرح کنیم یا خیر؟ واقعیت این است که ما الگوی خاصی که مخصوص ایران باشد نداریم البته می‌توانیم از الگوهای غربی با توجه به شرایط خودمان استفاده کنیم هرچند نتوانسته‌ایم یک مدل ایرانی معرفی کنیم.
به عقیده وی دولت ملی مدلی بوده که از سال ۱۶۴۸ میلادی پس از صلح وستفالیا در اروپا و غرب شکل گرفته است البته دولت در ایران سابقه زیادی داشته؛ میشل فوکو معتقد است در سپیده دمان تاریخ اولین دولت در ایران شکل گرفته اما دولت‌های ایرانی فئودالی بودند.
وی با بیان اینکه در دولت ملت سازی دو مقوله مهم ناسیونالیسم و شهروندی وجود دارد، گفت: در مدل غربی ناسیونالیسم مدنی موفق بوده و به تدریج حقوق شهروندی جای ناسیونالیسم را گرفته است.
وی با تاکید براینکه امروزه ما در ایران معاصر باید به بررسی این دو عامل فوق بپردازیم، گفت: در حال حاضر در ایران نگاه مطلوبی به ناسیونالیسم وجود ندارد بلکه به جای آن از واژه امت استفاده می‌شود.
وی با بیان اینکه در مبحث حقوق شهروندی نیز در کشور  مشکل داریم، به لحاظ نگاه حقوقی و بر اساس کنفرانس و معاهده مونته ویدئو در سال ۱۹۳۳ ، سرزمین، حکومت، مردم و حاکمیت راچهار فاکتور برای شکل گیری دولت لازم دانست و گفت: درکتابی که با دکتر قوام درباره دولت سازی ملت سازی نوشته‌ایم به این فاکتورها پرداخته شده اما متاسفانه در روند دولت ملت سازی در ایران در بحث اشباع سرزمینی دچار اشکال هستیم.
وی اضافه کرد: البته به لحاظ تاریخی دولت ملت سازی در ایران از دوره صفویه آغاز می‌شود در قاجار ادامه می‌یابد و در دوره پهلوی اول شاهد نقش آفرینی مهمی از سوی رضاشاه هستیم وی مرزهای سرزمینی را به وسیله ارتش ملی سامان می‌دهد در دوره پهلوی دوم بیشتر نگاه تمدنی شکل می‌گیرد اما در دوره جمهوری اسلامی سمت و سوی دیگری پیدا می‌کند طی این دوره روند اصلی به جای ملت به سمت امت است سوق می‌یابد و به جای مرزهای سرزمینی به سمت مرزهای دینی گرایش پیدا می‌کند. که البته دولت سازی و ملت سازی دوصفحه‌اند که باید در یک جا به هم برسند در اروپا صفحه دولت با صفحه ملت به هم رسیدند برای ملت آلمان، دولت چیزی بیرون از ملت نیست چراکه دولت سازی وسیله‌ای برای انباشت بهینه قدرت بوده است.
وی بدین ترتیب قدرت برآمده از ملت و در خدمت ملت دانست و بیان داشت: اما در مواردی شاهد شکل‌گیری شبه دولتی هستیم. یعنی دولت به دنبال سیطره قدرت بر مردم است و دولت با ملت نیست حتی در برخی مواقع دو صفحه دولت و ملت در مقابل یکدیگر قرار می‌گیرند. وی با ابراز خرسندی از آینده پیش‌روی کشورمان ایران، گفت: عناصری که بتواند یک ملت را کنار هم قرار دهد در ایران بیشتر از عوامل جدا کننده است.
در پایان این نشست دکترسید محسن میرحسینی معاون آموزشی و پژوهشی دانشکده حقوق، علوم سیاسی و تاریخ دانشگاه یزد بر لزوم توجه به مرزهای سرزمینی و اولویت منافع ملی ایرانیان برای تکمیل فرایند دولت ملت سازی ایرانی تاکید کرد و  توجه به نیازهای ایرانیان را در چارچوب واقع بینی برای اتحاد بیشتر میان دولت ایرانی و ملت ایرانی لازم و ضروری دانست.