دسترسی سریع
   بازدید : 437
تاریخ انتشار : 19 آبان1400
با محوریت برداشت‌های متفاوت از قدرت و امنیت
هفتمین نشست ایران‌ ما در دانشگاه یزد برگزار شد
هفتمین نشست ایران‌ ما در دانشگاه یزد برگزار شد
هفتمین نشست از سلسله نشست‌های ایران ما فصل سوم حقوق ملت با عنوان برداشت‌های متفاوت از قدرت و امنیت در روابط بین‌الملل و پیامدهای آن بر حقوق ملت عصر روز گذشته از سوی دانشکده حقوق، علوم سیاسی و تاریخ دانشگاه یزد به صورت مجازی برگزار شد.

به گزارش دریافتی از دانشکده حقوق، علوم‌ سیاسی و تاریخ دانشگاه یزد، در ابتدای این نشست دکتر الهام رسولی ثانی‌آبادی عضو هیات علمی این دانشگاه به ارایه توضیحاتی درباره مفاهیم اصلی مرتبط با موضوع نشست اعم از قدرت، امنیت، دولت، ملت و ادراکات تصمیم‌گیرندگان سیاست خارجی پرداخت.
دکتر رسولی اظهار داشت: درخصوص قدرت باید گفت که ما در علم سیاست و در سیاست ورزی با مفهوم آن سر و کار داریم و قدرت، وجه رایج تعاملات سیاسی است.
وی افزود: جزف نای معتقد است قدرت به مثابه عشق است و قدرت قابل تعریف نیست بلکه قدرت را باید تجربه و آن را اعمال کرد. اما به طور کلی ویژگی مشترک تمامی تعاریف درباره قدرت همانا بحث کنترل کردن است. یعنی قدرت موجب کنترل بازیگر الف توسط بازیگر ب می‌شود و این امر را از دو طریق بازداشتن یا واداشتن محقق می‌سازد.
وی انواع قدرت را به سه دسته تقسیم کرد و بیان داشت: قدرت سخت، قدرت نرم و قدرت هوشمند از انواع دسته بندی‌های قدرت است.
وی در خصوص برداشت‌های متفاوت از قدرت توسط رهبران تصمیم‌گیرنده، گفت: در رهیافت‌های روانشناسانه جدید اعتقاد بر این است که ادراکات نخبگان تصمیم‌گیرنده در روندهای سیاسی مهم ترین تاثیرگذاری را دارد. یعنی اینکه برداشت رهبران سیاسی از قدرت چیست این برداشت‌های متفاوت قدرت را دارای رهیافت‌های مختلفی می‌کند.
عضو هیات علمی دانشگاه یزد با اشاره به قدرت سخت، اظهار داشت: قدرت سخت اعم از قدرت نظامی و قدرت اقتصادی آن دسته از رهبرانی که قدرت را در معنای قدرت نظامی تعریف می‌کنند بوده و افزایش قدرت نظامی را باعث افزایش منزلت خود می‌دانند. اینگونه رهبران در واقع بازیگران امنیت محور در عرصه بین‌الملل‌اند و خودشان معمولاً اشخاصی نظامی هستند که در وجه حاد آن به نظام های میلیتاریستی تبدیل می‌شوند.
وی اضافه کرد: اما درباره رهبرانی که قدرت را به معنای قدرت اقتصادی می‌دانند این اشخاص نیز در چارچوب قدرت سخت می‌اندیشند منتها می‌خواهند دولت خود را به مراکز ثروت تبدیل کنند و به دنبال توسعه اقتصادی در روابط بین‌الملل به بازیگران منفعت محور تبدیل می‌شوند و می‌خواهند که ملت خود را یک ملت تاجر معرفی کنند.
وی در خصوص وجه دیگر قدرت که قدرت نرم است، گفت: جزف نای معتقدست که قدرت نرم بر اساس جذب کردن تاثیر گذاشتن و نفوذ کردن از طریق اقناع و قدرت گفتمانی است.
وی افزود: به طور مثال دو دولتی که با یکدیگر روابط حسنه‌ای ‌ندارند ممکن است در حوادث غیر مترقبه کمک‌های مالی از یک طرف به طرف دیگر انجام شود و این‌ها برای استفاده از قدرت نرم و ایجاد جذابیت است.
وی تصریح کرد: بطور کلی کشورهایی که دموکراسی بالاتر، فساد مالی کمتر و امید به زندگی بیشتری در آنها وجود دارد عموما از قدرت نرم بیشتری در روابط بین‌الملل برخوردارند.
دکتر رسولی وجه سوم قدرت را قدرت هوشمند نامید و توضیح داد: قدرت هوشمند ترکیب قدرت سخت و قدرت نرم است کشورهایی از قدرت هوشمند برخوردارند که به تناسب مورد از قدرت سخت نظامی یا اقتصادی و همچنین از قدرت نرم خود استفاده می‌کنند.
این عضو هیات علمی دانشگاه یزد درباره مفهوم امنیت اینگونه گفت: امنیت به معنای حس رهایی از تهدید است اما در این باره چند برداشت وجود دارد برداشت مضیق از امنیت، برداشت امنیت هویتی و برداشت موسع از امنیت.
وی افزود: برداشت مضیق از امنیت در واقع معنای فیزیکی و نظامی امنیت را می‌پذیرد و حس رهایی از تهدید سرزمینی را مانند کره شمالی کافی می‌داند.
به گفته وی، برداشت امنیت هویتی به این معناست که علاوه بر حفظ امنیت فیزیکی باید احساس آرامش در درون دولت و کشور وجود داشته باشد و علاوه بر آن بقیه کشورها هم آن کشور را دارای امنیت بدانند برداشت موسع از امنیت که در مکتب کپنهاگ توسط استادانی مثل بوزان مطرح شده است دارای پنج بعد شامل امنیت نظامی، امنیت سیاسی، امنیت اقتصادی، امنیت اجتماعی و امنیت زیست محیطی بوده است.
وی با توجه به مطالب عنوان شده دسته بندی از دولت‌ها را ارایه داد و بیان داشت: دسته اول از دولت‌ها دولت‌هایی هستند که قدرت سخت نظامی و فیزیکی برایشان مهم است، مانند کره شمالی؛ اما حقیقت این است که امروزه منزلت کشورها صرفاً به داشتن سلاح هسته‌ای نیست.
وی گفت: کره شمالی در حالی که سلاح هسته‌ای دارند اما در رتبه بندی کشورها به لحاظ اقتصادی در میان ۲۱۱ کشور در رتبه ۲۰۰ است. کشور روسیه به لحاظ توان نظامی در میان ۱۴۰ کشور رتبه دوم را دارد اما به لحاظ قدرت اقتصادی دوازدهمین کشور دنیاست. پس برای این کشور در قدرت سخت، قدرت نظامی از قدرت اقتصادی مهم‌تر بوده است. در خاورمیانه دولت پاکستان به لحاظ نظامی در رتبه دهم دنیا اما به لحاظ قدرت اقتصادی کشور ۲۰۷ است. همچنین دولت مصر به لحاظ نظامی دولت سیزدهم اما به لحاظ اقتصادی دولت چهل و دوم است ایران به لحاظ قدرت نظامی کشور چهاردهم و به لحاظ اقتصادی رتبه ای بالاتر از چهلم را داراست.
دکتر رسولی دسته دوم از دولتها را اینگونه شرح داد:  این دسته از دولت‌ها، دولت‌های تاجرند مثل کره جنوبی و ژاپن که در این دولت‌ها قدرت اقتصادی مهمترین نوع قدرت است.
وی در خصوص دسته سوم از دولت‌ها، گفت: دولت هایی هستند که دارای قدرت هوشمندند یعنی هم قدرت نظامی هم قدرت اقتصادی و در موارد نیاز از قدرت نرم استفاده می‌کنند. دولت آمریکا به لحاظ قدرت نظامی رتبه اول را داراست همچنین به لحاظ قدرت اقتصادی همین رتبه را دارد. اما قدرت نرم این کشور تعریفی ندارد.
وی در ادامه گفت: طبقه بندی دیگری که از سوی صندوق بین‌المللی پول ارایه شده است طبقه بندی دولت‌ها بر اساس جی دی پی یعنی تولید ناخالص ملی آنهاست.
آمریکا در رتبه اول و چین در رتبه دوم است اما از نظر ایندکس قدرت نرم در سال ۲۰۲۱ کشور آلمان رتبه اول آمریکا رتبه ششم و ژاپن دارای رتبه دومند و این مساله برای آمریکا که تا پیش از این رتبه اول را داشته و در این رتبه‌بندی تنزل کرده است بسیار می‌تواند حایز اهمیت باشد.
از نقطه نظر امنیت باید گفت که برخی از کشورها ممکن است به لحاظ امنیتی در معنای مضیق کلمه رتبه بالایی نداشته باشند اما به لحاظ مفهوم موسع امنیت که با شاخص توسعه پایدار و میزان دموکراتیک بودن سنجیده می‌شوند دارای رتبه های بسیار خوبی مثل کشورهای ژاپن و دانمارک هستند.
در این رابطه شاخص اول توسعه پایدارست. سازمان ملل بر اساس سند توسعه پایدار کشور ژاپن را در آسیا حایز رتبه اول می‌داند در قاره آمریکا کشور کانادا رتبه اول را دارد و در قاره اروپا کشورهای اسکاندیناوی مثل سوئد، فنلاند، دانمارک و نروژ رتبه‌های برتر را دارند.
اما از نظر شاخص دوم یعنی میزان دموکراتیک بودن به طور کلی دانمارک رتبه اول، سوئد رتبه دوم، فنلاند رتبه سوم و در این میان کشور آمریکا دارای رتبه سی و ششم، روسیه رتبه ۱۴۴ و دارای وضعیت نیمه استبدادی و چین دارای رتبه ۱۷۲و دارای وضعیت استبدادی سخت است.
به عنوان نتیجه گیری بحث می‌توان دولت‌های مختلف را با توجه به مولفه‌های قدرت و امنیت در شش دسته طبقه بندی کرد: دسته اول دولت‌هایی که ملت‌های آنان فقط احساس امنیت فیزیکی و سرزمینی دارند؛ مثل کره شمالی و پاکستان. دسته دوم دولتهایی که دارای قدرت اقتصادی قوی‌تری‌اند مثل کشور ژاپن. دسته سوم دولت‌هایی که دارای قدرت هوشمندند و شاید به لحاظ دموکراسی قوی نیستند مثل کشورهای چین و آمریکا. دسته چهارم کشورهایی که شاخص‌های قدرت و امنیت را به طور همزمان در رتبه‌های خوبی دارند مثل کشورهای اسکاندیناوی.  دسته پنجم کشورهای ورشکسته یا در حال شکست هستند این دولت‌ها وضعیت اسفباری به لحاظ امنیت و قدرت دارند و حکومت نمی‌تواند امنیت ملت خود را تامین کند و قدرت قابل قبولی وجود ندارد مثل کشورهای لیبی، عراق، یمن، سومالی و افغانستان که این دولت‌ها قطعاً حقوق ملت خود را نمی‌توانند تامین کنند. دسته ششم دولت‌هایی که به لحاظ قدرت و امنیت آسیب پذیرند مثل کشورهای برزیل، کره شمالی و سودان این کشورها در معرض ورشکستگی قرار گرفته‌ اما حداقل به طور ظاهری هنوز قدرت و امنیت خود را از دست نداده‌اند.
در ادامه این نشست دکتر حیدرعلی مسعودی عضو هیات علمی دانشگاه شهید بهشتی تهران، با اشاره به وجود سه قدرت نرم، سخت و هوشمند از دیدگاه کریستوفر واکرگفت: در حال حاضر مفهوم دیگری از قدرت تحت عنوان قدرت شارپ به تعبیر من قدرت بُرّان مورد استفاده قرار می‌گیرد یعنی استفاده از قدرت نرم توسط بازیگران اقتدارگرا جهت نفوذ در جوامع دموکراتیک. برگرداندن قدرت نرم علیه مبدعان قدرت نرم.
دکتر مسعودی با بیان اینکه امروزه بعضی از دولت‌ها از اطلاعات برای آسیب زدن به دولت‌های دیگر استفاده می‌کنند، گفت: در این رابطه مباحثی نظیر اقتدارگرایی دیجیتال مطرح شده است.
وی درباره امنیت هستی‌شناسانه یا هویتی اینگونه گفت: این تعبیر به معنای به خطر انداختن امنیت فیزیکی در راستای امنیت جویی هویتی است. زمانی که یک دولت به تهدیدات امنیتی عادت می‌کند گویی حالت روانی، آرامش آمیزی برایش ایجاد می‌شود. به گفته وی، برخی از دولت‌ها تعمدا در روابط "خود- مخرب امنیتی" وارد می‌شوند تا بدین‌وسیله از فشارهای بعدی جلوگیری کرده و در این فضا برای خود یک هویت تعریف کنند.
پس از بیان این مقدمات دکتر مسعودی وارد مباحث اصلی خود شد و با طرح این سوال که دلالت های امنیت در گفتمان آقای روحانی و گفتمان آقای رئیسی چه شباهتها و تفاوتهایی با یکدیگر دارند؟، گفت: ادعای اصلی این است که امنیت در گفتمان آقای روحانی بر محور منافع مشترک و از طریق همیاری و مسئولیت پذیری دولت‌ها بوده اما امنیت در گفتمان آقای رئیسی بر محور عدالت و رعایت حقوق ملت‌ها و رفع بحران‌های بین‌المللی استوار شده است.
به عقیده عضو هیات علمی دانشگاه شهید بهشتی تهران، روش مطالعه در این مطلب همان تحلیل گفتمانی خانم لین هنسن در چارچوب چهار وجهی است اما پیش از آن باید اشاره کنیم که امنیت در دوره‌های مختلف در دولت‌های پس از انقلاب مهم بوده است.
وی افزود: در دولت آقای هاشمی رفسنجانی امنیت اقتصادی در دوره آقای خاتمی درک متقابل امنیتی با ایده گفتگوی تمدن‌ها مطرح شد. در دوره آقای احمدی‌نژاد امنیت از طریق دفاع پیشرو و گفتمان تهاجمی علیه غرب دنبال شد و در دوره آقای روحانی امنیت بر پایه رفع بحران‌های غیر ضروری امنیتی چارچوب‌بندی شد.
وی سپس به بررسی چارچوب مفهومی امنیت در دولت آقای رئیسی و گفتمان امنیتی وی پرداخت و گفت: زمانیکه متن سخنرانی‌های دو رییس جمهور یعنی روحانی و رئیسی را که برای نخستین بار در مجمع عمومی سالیانه سازمان ملل متحد ارایه شده است با یکدیگر مقایسه می‌کنیم و در این رابطه از نرم افزارهای تحلیل متن استفاده می‌کنیم متوجه می‌شویم که در گفتمان آقای روحانی در سال ۹۲ پس از کلمه ایران، کلمات خشونت، جهان مردم منطقه و امید، بیشترین کاربرد را داشته‌اند اما رییس جمهور رئیسی پس از کلمه ایران بیشتر از کلمه اسلام و اسلامی، آمریکا، تروریسم، ملتها و انقلاب اسلامی استفاده کرده‌اند.
روحانی ۱۱ بار کلمه صلح را و ۱۲ بار کلمه جنگ، یک بار کلمه عدالت 9 بار کلمه اسلام و یک بار کلمه انقلاب را به کار برد اما رئیسی دوبار کلمه صلح،4 بار کلمه جنگ،7  بار کلمه عدالت، ۲۴ بار کلمه اسلام و ۳۷ مرتبه کلمه انقلاب را مورد استعمال قرار داده‌است.
پس از این تحلیل کمی می‌توان به تحلیل کیفی سخنرانی‌های این دو رییس جمهور پرداخت و نظام گفتمانی حول محور امنیت روحانی را می‌توان تبیین کرد. دالّ مرکزی در این نظام گفتمانی همان منفعت مشترک است بر این اساس باید اهداف مشترکی تعریف شود مسئولیت پذیری ایران و صلح دموکراتیک از دیگر اجزای این نظام گفتمانی‌اند. اما نظام گفتمانی حول مفهوم امنیت در سخنرانی رییس جمهور رئیسی را می‌توان تحت عنوان امنیت هنجاری عدالت محور تبیین کرد.
دالّ مرکزی این نظام گفتمانی، عدالت است. صلح عادلانه، تاکید بر حقوق ملت‌ها، امنیت انسانی و رفع بحران‌های اقتصادی و اخلاقی نیز از مولفه‌های این نظام گفتمانی‌اند.
در گفتمان روحانی، امنیت جهانی در گرو همکاری امنیتی است و این همکاری در گرو منافع و اهداف مشترک، غیر امنیتی سازی ایران، امنیتی سازی کنشگران ایران هراس به صورت مبهم و صلح دموکراتیک است. اما در گفتمان رییس جمهور رئیسی، امنیت جهانی در گرو امنیت انسانی است و این امنیت انسانی در گرو احقاق حقوق ملت ها و عدالت جهانی، امنیت ساز بودن قدرت انقلاب اسلامی ایران، امنیتی سازی آمریکا و صلح عادلانه از طریق رفع بحرانهای اقتصادی، هویتی و اخلاقی بین المللی است.
به عنوان نتیجه گیری می توان در پاسخ به سوال اصلی گفت: گفتمان آقای روحانی صلح دموکراتیک و گفتمان آقای رئیسی عدالت هنجاری است. روحانی بر تهدیدات فیزیکی و رئیسی بر تهدیدات معنایی و بحران اخلاقی و هویتی تاکید می کنند.
دکتر مسعودی آینده وضعیت روابط بین الملل را در دولت جدید اینگونه پیش بینی کرد که هدف مذاکرات آتی، احقاق حقوق ملت ایران خواهد بود و نه مسئولیت پذیر نشان دادنِ ایران.
وی افزود: احقاق حقوق ملت، در گرو اجرا کردنِ قانون راهبردی مجلس برای رفع تحریم‌ها و احقاق حقوق ملت ایران مصوب ۱۲ آذر ماه ۱۳۹۹ خواهد بود. چالش اصلی مذاکرات آتی، چگونگی برقراری پیوند بین قوانین داخلی ایران و قواعد حقوق بین الملل است.
به گفته وی حتی اگر برجام احیا شود با توجه به نظام گفتمانی دولت، تماس‌های ایران و امریکا محدود خواهد بود و حتی امکان همکاری‌های محدود میان ایران و امریکا وجود نخواهد داشت.
در پایان این نشست دکتر سید محسن میرحسینی معاون آموزشی و پژوهشی دانشکده حقوق، علوم سیاسی و تاریخ به بیان دیدگاه‌های خود درخصوص موضوع نشست پرداخت و دو نفر از دانشجویان نیز، سوالات خود را مطرح کردند.